inviolate

[ایالات متحده]/ɪnˈvaɪələt/
[بریتانیا]/ɪnˈvaɪələt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نقض نشده; دست نخورده

عبارات و ترکیب‌ها

sacred and inviolate

قدسی و غیرقابل‌نقض

keep inviolate

غیرقابل‌نقض نگه دارید

absolute and inviolate

قطعی و غیرقابل‌نقض

نمونه‌های واقعی

The great inviolate place had an ancient permanence which the sea cannot claim.

فضای بزرگ و مقدس، قدمتی باستانی داشت که دریا نمی‌تواند ادعا کند.

منبع: Returning Home

I know that her word is inviolate.

می‌دانم که قول او غیرقابل نقض است.

منبع: Sherlock Holmes 1984 Edition

That, the man sitting as President had then informed Doctor Manette that the prisoner must remain in custody, but should, for his sake, be held inviolate in safe custody.

آن مردی که به عنوان رئیس‌جمهور نشسته بود، پیش از آن به دکتر مانته اطلاع داده بود که زندانی باید در حبس باقی بماند، اما به خاطر او باید در حبس امن و غیرقابل نقض نگهداری شود.

منبع: A Tale of Two Cities (Original Version)

To create souls in men, to create fine happiness and fine despair she must remain deeply proud—proud to be inviolate, proud also to be melting, to be passionate and possessed.

برای خلق روح در مردان، برای خلق خوشی و بدبختی‌های ظریف، او باید عمیقاً مغرور بماند - مغرور به این که غیرقابل نقض است، همچنین مغرور به این که در حال ذوب شدن، پرشور و مفتون است.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

Laws and principles are not for the times when there is no temptation: they are for such moments as this, when body and soul rise in mutiny against their rigour; stringent are they; inviolate they shall be.

قوانین و اصول برای زمان‌هایی نیست که وسوسه‌ای وجود ندارد: آن‌ها برای لحظاتی مانند این هستند، زمانی که جسم و روح علیه سخت‌گیری آن‌ها شورش می‌کنند؛ آن‌ها سخت‌گیر هستند؛ غیرقابل نقض خواهند بود.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید