irascibilities

[ایالات متحده]/ɪˌræsɪˈbɪlɪtiz/
[بریتانیا]/ɪˌræsɪˈbɪlɪtiz/

ترجمه

n. کیفیتی که به راحتی به خشم تحریک می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

irascibilities of youth

خشم‌های جوانی

irascibilities in traffic

خشم‌ها در ترافیک

irascibilities of nature

خشم‌های طبیعت

irascibilities of temper

خشم‌های خلق و خو

irascibilities in discussions

خشم‌ها در بحث‌ها

irascibilities of parents

خشم‌های والدین

irascibilities during meetings

خشم‌ها در جلسات

irascibilities of critics

خشم‌های منتقدان

irascibilities in sports

خشم‌ها در ورزش‌ها

irascibilities of leaders

خشم‌های رهبران

جملات نمونه

his irascibilities often led to conflicts at work.

خشم و عصبانیت او اغلب منجر به درگیری در محل کار می‌شد.

she tried to manage her irascibilities during the meeting.

او سعی کرد خشم و عصبانیت خود را در طول جلسه کنترل کند.

his irascibilities were well-known among his friends.

خشم و عصبانیت او در بین دوستانش به خوبی شناخته شده بود.

learning to control one's irascibilities is essential for personal growth.

یادگیری کنترل خشم و عصبانیت برای رشد شخصی ضروری است.

her irascibilities made her a difficult person to work with.

خشم و عصبانیت او باعث می‌شد با او کار کردن دشوار باشد.

he often regretted his irascibilities after losing friends.

او اغلب پس از از دست دادن دوستان، خشم و عصبانیت خود را پشیمان بود.

his irascibilities were often triggered by stress.

خشم و عصبانیت او اغلب توسط استرس تحریک می‌شد.

she learned to express her irascibilities in healthier ways.

او یاد گرفت که خشم و عصبانیت خود را به روش‌های سالم‌تری بیان کند.

understanding his irascibilities helped improve their relationship.

درک خشم و عصبانیت او به بهبود رابطه آنها کمک کرد.

managing irascibilities is crucial for effective communication.

مدیریت خشم و عصبانیت برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید