iridescence

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈdesns/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈdesns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت نمایش طیف رنگی شبیه رنگین کمان.

جملات نمونه

The iridescence of the soap bubbles caught my eye.

درخشش رنگین کمانی حباب‌های صابون نظر من را جلب کرد.

The iridescence of the peacock feathers is truly mesmerizing.

درخشش رنگین کمانی پرهای طاووس واقعاً مسحور کننده است.

The iridescence of the oil slick on the water shimmered in the sunlight.

درخشش رنگین کمانی لکه نفتی روی آب در نور خورشید می‌درخشید.

The butterfly's wings displayed a beautiful iridescence.

بال‌های پروانه درخشش رنگین کمانی زیبایی از خود نشان می‌دادند.

The iridescence of the pearl made it look like a precious gem.

درخشش رنگین کمانی مروارید باعث می‌شد که مانند یک گوهر قیمتی به نظر برسد.

The iridescence of the hummingbird's feathers is a sight to behold.

درخشش رنگین کمانی پرهای همینگ‌バード، صحنه‌ای برای تماشا است.

The iridescence of the opal stone changes with the angle of light.

درخشش رنگین کمانی سنگ اپال با زاویه نور تغییر می‌کند.

The iridescence of the fish scales made them look like they were glowing.

درخشش رنگین کمانی فلس‌های ماهی باعث می‌شد که به نظر برسد در حال تابش هستند.

The iridescence of the soap film on the bubble creates a rainbow effect.

درخشش رنگین کمانی لایه صابون روی حباب، جلوه‌ای رنگین کمانی ایجاد می‌کند.

The iridescence of the beetle's shell is a natural wonder.

درخشش رنگین کمانی پوسته سگک، یک شگفتی طبیعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید