irrelevancy

[ایالات متحده]/ɪˈreləvənsi:/
[بریتانیا]/ɪ'rɛləvənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نامناسبی، بی‌ربط، چیزهایی که مرتبط نیستند

جملات نمونه

The teacher asked the students to focus on the relevant information and ignore any irrelevancies.

معلم از دانش‌آموزان خواست بر اطلاعات مرتبط تمرکز کنند و هرگونه بی‌ربطی را نادیده بگیرند.

The speaker's constant tangents led to a lot of irrelevancies in the discussion.

خروج‌های مداوم سخنران منجر به بی‌ربطی‌های زیادی در بحث شد.

It's important to stay on topic and avoid irrelevancies when presenting your ideas.

هنگام ارائه ایده‌ها مهم است که در موضوع بمانید و از بی‌ربطی‌ها اجتناب کنید.

The report was criticized for including too many irrelevancies that distracted from the main points.

گزارش به این دلیل مورد انتقاد قرار گرفت که شامل بی‌ربطی‌های زیادی بود که باعث حواس‌پرتی از نکات اصلی می‌شد.

His constant jokes were seen as irrelevancies in the serious meeting.

شوخی‌های مداوم او به عنوان بی‌ربطی در جلسه جدی دیده می‌شد.

The editor removed all the irrelevancies from the article to make it more concise.

ویراستار تمام بی‌ربطی‌ها را از مقاله حذف کرد تا آن را مختصرتر کند.

The meeting went off track due to various irrelevancies brought up by different participants.

به دلیل بی‌ربطی‌های مختلفی که توسط شرکت‌کنندگان مختلف مطرح شد، جلسه از مسیر خارج شد.

The student's essay was marked down for including too many irrelevancies that detracted from the main argument.

مقاله دانش‌آموز به این دلیل نمره کمتری گرفت که شامل بی‌ربطی‌های زیادی بود که از استدلال اصلی کم می‌کرد.

During the debate, the candidate tried to steer the conversation away from irrelevancies and back to the main issues.

در طول بحث، نامزد سعی کرد گفتگو را از بی‌ربطی‌ها دور و به مسائل اصلی بازگرداند.

In a research paper, it is crucial to avoid including any irrelevancies that do not contribute to the overall argument.

در یک مقاله تحقیقاتی، از جمله هرگونه بی‌ربطی که به استدلال کلی کمک نمی‌کند، باید اجتناب شود.

نمونه‌های واقعی

Society has created a new 20-year irrelevancy gap.

جامعه یک شکاف 20 ساله عدم ارتباط ایجاد کرده است.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2018 Collection

Your Honor, this report is the height of irrelevancy.

جنابعالی، این گزارش در بالاترین حد عدم ارتباط است.

منبع: The Good Wife Season 4

In it, we burn away irrelevancies until we are left with a pure product - the truth for all time.

در آنجا، ما عدم ارتباط‌ها را می‌سوزانیم تا زمانی که به یک محصول خالص - حقیقت برای همیشه - برسیم.

منبع: Fresh air

The ground for refusing to permit him to continue his address was stated to be irrelevancy to the question at issue.

دلیل عدم اجازه به او برای ادامه سخنرانی‌اش این بود که موضوع آن با سوال مطرح شده ارتباطی نداشت.

منبع: Resurrection

" Madam, " replied Denis, with a fine irrelevancy, " if I have said anything to wound you, believe me, it was for your own sake and not for mine" .

" خانم، " دانیل با یک عدم ارتباط خوب پاسخ داد، " اگر حرفی زدم که شما را آزار دهد، باور کنید که برای خودتان و نه برای من بود.".

منبع: The New Arabian Nights (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید