irrespective

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈspɛktɪv/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈspɛktɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چیزی را در نظر نگرفتن; صرف نظر از; چیزی را در نظر نگرفتن یا مورد سؤال قرار ندادن

عبارات و ترکیب‌ها

irrespective of

صرف نظر از

irrespective rights

حقوق صرف نظر از

irrespective factors

عوامل صرف نظر از

irrespective actions

اقدامات صرف نظر از

irrespective issues

مسائل صرف نظر از

irrespective circumstances

شرایط صرف نظر از

irrespective choices

انتخاب‌های صرف نظر از

irrespective consequences

پیامدهای صرف نظر از

irrespective terms

شرایط صرف نظر از

irrespective opinions

نظرات صرف نظر از

جملات نمونه

irrespective of the weather, the event will take place.

صرف نظر از هوا، رویداد برگزار خواهد شد.

she decided to pursue her dreams, irrespective of the challenges.

او تصمیم گرفت علیرغم چالش‌ها، دنبال کردن رویاهایش.

irrespective of age, everyone is welcome to join the club.

صرف نظر از سن، همه خوش آمدند به عضویت در باشگاه.

they will support the initiative, irrespective of the cost.

آنها از این طرح حمایت خواهند کرد، صرف نظر از هزینه.

irrespective of her background, she excelled in her studies.

صرف نظر از پیشینه او، او در تحصیلاتش موفق بود.

irrespective of the outcome, i am proud of my efforts.

صرف نظر از نتیجه، من به تلاش هایم افتخار می کنم.

he will continue to work hard, irrespective of the difficulties.

او با وجود سختی ها به تلاش خود ادامه خواهد داد.

irrespective of public opinion, she stood by her beliefs.

صرف نظر از نظر عمومی، او به باورهای خود پایبند ماند.

irrespective of the time zone, he always finds time to connect.

صرف نظر از منطقه زمانی، او همیشه زمانی برای ارتباط پیدا می کند.

irrespective of the risks, they invested in the new project.

صرف نظر از خطرات، آنها در پروژه جدید سرمایه گذاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید