saline irrigant
شستشوی سالین
wound irrigant
شستشوی زخم
surgical irrigant
شستشوی جراحی
irrigant solution
محلول شستشو
irrigant fluid
سیال شستشو
dental irrigant
شستشوی دندان
antimicrobial irrigant
شستشوی ضد میکروبی
irrigant agent
عامل شستشو
sterile irrigant
شستشوی استریل
oral irrigant
شستشوی دهان
the dentist used a dental irrigant to clean the root canal.
جراح در طول عمل جراحی از یک ماده شستشو دهنده سالین برای تمیز نگه داشتن ناحیه استفاده کرد.
surgeons prefer sterile irrigants during abdominal procedures.
مواد شستشوی دهان به پیشگیری از بیماری لثه و حفظ بهداشت دهان کمک می کنند.
a saline solution serves as a common irrigant for wound care.
زخم با یک ماده شستشوی ضد میکروبی شسته شد تا خطر عفونت کاهش یابد.
endodontic irrigants help eliminate bacteria in teeth.
تزریق مداوم ماده شستشوی مثانه بعد از جراحی پروستات رایج است.
the nurse applied an antiseptic irrigant to prevent infection.
آب استریل به عنوان یک ماده شستشوی پایه در بسیاری از کاربردهای پزشکی استفاده می شود.
nasal irrigants can relieve sinus congestion effectively.
پزشک یک ماده شستشوی خاص برای شستشوی سینوس های بینی توصیه کرد.
the medical team selected a gentle irrigant for the sensitive tissue.
شستشوی ملایم با یک ماده شستشوی سالین به التیام سریعتر زخم کمک می کند.
irrigation with a proper irrigant reduces postoperative complications.
روش های اندوسکوپی اغلب به یک ماده شستشوی غلیظ برای دید بهتر نیاز دارند.
the doctor recommended using a sterile irrigant after surgery.
بهداشت دهان و دندان یک ماده شستشو دهنده را برای تمیز کردن زیر خط لثه اعمال کرد.
dental irrigants are essential for maintaining oral hygiene.
برای درمان بافت آلوده از یک ماده شستشوی آنتی بیوتیک استفاده شد.
the hospital stocks various types of surgical irrigants.
بیمارستان موجودی از مواد شستشوی جراحی مختلف را حفظ می کند.
an appropriate irrigant must be used during the procedure.
تکنیک شستشوی مناسب اطمینان می دهد که ماده شستشو دهنده به همه مناطق آسیب دیده می رسد.
saline irrigant
شستشوی سالین
wound irrigant
شستشوی زخم
surgical irrigant
شستشوی جراحی
irrigant solution
محلول شستشو
irrigant fluid
سیال شستشو
dental irrigant
شستشوی دندان
antimicrobial irrigant
شستشوی ضد میکروبی
irrigant agent
عامل شستشو
sterile irrigant
شستشوی استریل
oral irrigant
شستشوی دهان
the dentist used a dental irrigant to clean the root canal.
جراح در طول عمل جراحی از یک ماده شستشو دهنده سالین برای تمیز نگه داشتن ناحیه استفاده کرد.
surgeons prefer sterile irrigants during abdominal procedures.
مواد شستشوی دهان به پیشگیری از بیماری لثه و حفظ بهداشت دهان کمک می کنند.
a saline solution serves as a common irrigant for wound care.
زخم با یک ماده شستشوی ضد میکروبی شسته شد تا خطر عفونت کاهش یابد.
endodontic irrigants help eliminate bacteria in teeth.
تزریق مداوم ماده شستشوی مثانه بعد از جراحی پروستات رایج است.
the nurse applied an antiseptic irrigant to prevent infection.
آب استریل به عنوان یک ماده شستشوی پایه در بسیاری از کاربردهای پزشکی استفاده می شود.
nasal irrigants can relieve sinus congestion effectively.
پزشک یک ماده شستشوی خاص برای شستشوی سینوس های بینی توصیه کرد.
the medical team selected a gentle irrigant for the sensitive tissue.
شستشوی ملایم با یک ماده شستشوی سالین به التیام سریعتر زخم کمک می کند.
irrigation with a proper irrigant reduces postoperative complications.
روش های اندوسکوپی اغلب به یک ماده شستشوی غلیظ برای دید بهتر نیاز دارند.
the doctor recommended using a sterile irrigant after surgery.
بهداشت دهان و دندان یک ماده شستشو دهنده را برای تمیز کردن زیر خط لثه اعمال کرد.
dental irrigants are essential for maintaining oral hygiene.
برای درمان بافت آلوده از یک ماده شستشوی آنتی بیوتیک استفاده شد.
the hospital stocks various types of surgical irrigants.
بیمارستان موجودی از مواد شستشوی جراحی مختلف را حفظ می کند.
an appropriate irrigant must be used during the procedure.
تکنیک شستشوی مناسب اطمینان می دهد که ماده شستشو دهنده به همه مناطق آسیب دیده می رسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید