isolable

[ایالات متحده]/ˈaɪsəʊləbl/
[بریتانیا]/ˈaɪsəbl/

ترجمه

adj. قابل تفکیک

عبارات و ترکیب‌ها

isolable variable

متغیر قابل جداسازی

isolable component

اجزای قابل جداسازی

isolable system

سیستم قابل جداسازی

isolable factor

عامل قابل جداسازی

isolable unit

واحد قابل جداسازی

isolable case

حالت قابل جداسازی

isolable element

عنصر قابل جداسازی

isolable process

فرآیند قابل جداسازی

isolable group

گروه قابل جداسازی

isolable subset

زیر مجموعه قابل جداسازی

جملات نمونه

the problem is isolable from the rest of the system.

مشکل قابل تفکیک از سایر سیستم‌ها است.

we need to find an isolable variable for our experiment.

ما باید یک متغیر قابل تفکیک برای آزمایش خود پیدا کنیم.

his symptoms are isolable and require specific treatment.

علائم او قابل تفکیک هستند و نیاز به درمان خاص دارند.

isolable factors can help us understand the issue better.

عوامل قابل تفکیک می‌توانند به ما کمک کنند تا مشکل را بهتر درک کنیم.

the isolable components of the project were completed ahead of schedule.

اجزای قابل تفکیک پروژه زودتر از موعد تکمیل شدند.

we identified the isolable elements in the data set.

ما عناصر قابل تفکیک را در مجموعه داده شناسایی کردیم.

isolable issues can be addressed individually for better results.

مشکلات قابل تفکیک را می‌توان به صورت جداگانه برای دستیابی به نتایج بهتر برطرف کرد.

the team focused on isolable tasks to improve efficiency.

تیم بر روی وظایف قابل تفکیک تمرکز کرد تا کارایی را بهبود بخشد.

isolable sections of the software can be updated independently.

بخش‌های قابل تفکیک نرم‌افزار می‌توانند به‌طور مستقل به‌روزرسانی شوند.

we can create an isolable environment for testing.

ما می‌توانیم یک محیط قابل تفکیک برای تست ایجاد کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید