iter

[ایالات متحده]/ˈɪtər/
[بریتانیا]/ˈɪtər/

ترجمه

n. شیئی که یک تکرارپذیر (iterable) را برمی‌گرداند

عبارات و ترکیب‌ها

iterate often

تکرار مکرر

iteration count

تعداد تکرار

iterating process

فرآیند تکرار

initial iteration

تکرار اولیه

multiple iterations

تکرارهای متعدد

iteration limit

حد تکرار

iter value

مقدار تکرار

iteration number

شماره تکرار

iter method

روش تکرار

iter results

نتایج تکرار

جملات نمونه

we will iterate through the data to find any errors.

ما داده‌ها را پیمایش خواهیم کرد تا هر گونه خطایی را پیدا کنیم.

the algorithm iterates over a large dataset.

الگوریتم روی یک مجموعه داده بزرگ تکرار می‌شود.

the loop iterates five times to process each item.

حلقه پنج بار تکرار می‌شود تا هر آیتم را پردازش کند.

the program iterates through the list of files.

برنامه از طریق لیست فایل‌ها تکرار می‌شود.

the code iterates to calculate the sum of the numbers.

کد برای محاسبه مجموع اعداد تکرار می‌شود.

the process iterates multiple times for optimization.

فرآیند برای بهینه‌سازی چندین بار تکرار می‌شود.

the function iterates over the array elements.

تابع روی عناصر آرایه تکرار می‌شود.

the script iterates through the directory structure.

اسکریپت از طریق ساختار دایرکتوری تکرار می‌شود.

the simulation iterates to model the system behavior.

شبیه‌سازی برای مدل‌سازی رفتار سیستم تکرار می‌شود.

the search algorithm iterates to find the best solution.

الگوریتم جستجو برای یافتن بهترین راه حل تکرار می‌شود.

the program iterates through the database records.

برنامه از طریق سوابق پایگاه داده تکرار می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید