iteratively improved
بهبود یافته به صورت تکراری
iteratively refining
بهبود یافته به صورت تکراری
iteratively developed
به صورت تکراری توسعه یافته
iteratively testing
به صورت تکراری آزمایش شده
iteratively building
به صورت تکراری ساخته شده
iteratively updating
به صورت تکراری به روز رسانی شده
iteratively processed
به صورت تکراری پردازش شده
iteratively learning
به صورت تکراری یاد گرفته شده
iteratively designing
به صورت تکراری طراحی شده
iteratively approaching
به صورت تکراری نزدیک شده
we iteratively refined the model based on user feedback.
ما به طور تکراری مدل را بر اساس بازخورد کاربران بهبود بخشیدیم.
the algorithm iteratively searches for the optimal solution.
الگوریتم به طور تکراری به دنبال راه حل بهینه میگردد.
the team iteratively developed and tested the new feature.
تیم به طور تکراری ویژگی جدید را توسعه و آزمایش کرد.
the process iteratively converges towards a stable state.
این فرآیند به طور تکراری به سمت یک حالت پایدار همگرا میشود.
the design was iteratively improved throughout the project.
طراحی در طول پروژه به طور تکراری بهبود یافت.
we iteratively adjusted the parameters to optimize performance.
ما پارامترها را به طور تکراری تنظیم کردیم تا عملکرد را بهینه کنیم.
the software was iteratively updated with new features.
نرمافزار به طور تکراری با ویژگیهای جدید بهروزرسانی شد.
the data was iteratively processed to identify patterns.
دادهها به طور تکراری پردازش شدند تا الگوها را شناسایی کنند.
the researchers iteratively tested different hypotheses.
محققان فرضیههای مختلف را به طور تکراری آزمایش کردند.
the system iteratively learns from new data inputs.
سیستم به طور تکراری از دادههای ورودی جدید یاد میگیرد.
the project plan was iteratively revised and finalized.
برنامه پروژه به طور تکراری بازنگری و نهایی شد.
iteratively improved
بهبود یافته به صورت تکراری
iteratively refining
بهبود یافته به صورت تکراری
iteratively developed
به صورت تکراری توسعه یافته
iteratively testing
به صورت تکراری آزمایش شده
iteratively building
به صورت تکراری ساخته شده
iteratively updating
به صورت تکراری به روز رسانی شده
iteratively processed
به صورت تکراری پردازش شده
iteratively learning
به صورت تکراری یاد گرفته شده
iteratively designing
به صورت تکراری طراحی شده
iteratively approaching
به صورت تکراری نزدیک شده
we iteratively refined the model based on user feedback.
ما به طور تکراری مدل را بر اساس بازخورد کاربران بهبود بخشیدیم.
the algorithm iteratively searches for the optimal solution.
الگوریتم به طور تکراری به دنبال راه حل بهینه میگردد.
the team iteratively developed and tested the new feature.
تیم به طور تکراری ویژگی جدید را توسعه و آزمایش کرد.
the process iteratively converges towards a stable state.
این فرآیند به طور تکراری به سمت یک حالت پایدار همگرا میشود.
the design was iteratively improved throughout the project.
طراحی در طول پروژه به طور تکراری بهبود یافت.
we iteratively adjusted the parameters to optimize performance.
ما پارامترها را به طور تکراری تنظیم کردیم تا عملکرد را بهینه کنیم.
the software was iteratively updated with new features.
نرمافزار به طور تکراری با ویژگیهای جدید بهروزرسانی شد.
the data was iteratively processed to identify patterns.
دادهها به طور تکراری پردازش شدند تا الگوها را شناسایی کنند.
the researchers iteratively tested different hypotheses.
محققان فرضیههای مختلف را به طور تکراری آزمایش کردند.
the system iteratively learns from new data inputs.
سیستم به طور تکراری از دادههای ورودی جدید یاد میگیرد.
the project plan was iteratively revised and finalized.
برنامه پروژه به طور تکراری بازنگری و نهایی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید