itineration

[ایالات متحده]/aɪˈtɪnəreɪʃən/
[بریتانیا]/aɪˈtɪnəreɪʃən/

ترجمه

n. عمل سفر از مکانی به مکان دیگر؛ فرایند بازدید از چندین مکان برای یک هدف خاص
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

travel itineration

برنامه سفر

itineration plan

برنامه سفر

business itineration

سفر کاری

itineration schedule

برنامه زمان‌بندی سفر

itineration details

جزئیات سفر

itineration report

گزارش سفر

daily itineration

سفر روزانه

itineration process

فرآیند سفر

itineration guide

راهنمای سفر

itineration overview

مروری بر سفر

جملات نمونه

the itineration of the project took longer than expected.

اجرای طرح از آنچه انتظار می‌رفت طولانی‌تر شد.

her itineration through the city revealed many hidden gems.

سفر او در شهر رازهای پنهان زیادی را آشکار کرد.

it was his first itineration as a travel guide.

این اولین تجربه‌ی او به عنوان راهنمای گردشگری بود.

the itineration of the festival included various cultural events.

برگزاری جشنواره شامل رویدادهای فرهنگی مختلف بود.

they planned an itineration that covered several countries.

آنها یک برنامه سفر طراحی کردند که چندین کشور را پوشش می‌داد.

the itineration of the research study was carefully documented.

بررسی روند مطالعه تحقیقاتی به دقت مستند شد.

his itineration in the field helped him gain valuable experience.

تجربه‌ی او در این زمینه به او کمک کرد تا تجربه‌ی ارزشمندی کسب کند.

the itineration of the lecture series will attract many students.

برگزاری سری سخنرانی‌ها توجه بسیاری از دانشجویان را جلب خواهد کرد.

her itineration through different jobs helped her find her passion.

سفر او در مشاغل مختلف به او کمک کرد تا اشتیاق خود را پیدا کند.

the itineration of the art exhibit showcased various styles.

برگزاری نمایشگاه هنری سبک‌های مختلف را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید