jackstraws

[ایالات متحده]/ˈdʒækstrɔː/
[بریتانیا]/ˈdʒækstrɔ/

ترجمه

n. بازی که با چوب‌های کوچک یا قطعات انجام می‌شود؛ یک کاه‌بان؛ استخوان‌ها که در یک بازی استفاده می‌شوند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

jackstraw game

بازی جک استرا

jackstraw pieces

قطعات جک استرا

jackstraw rules

قوانین جک استرا

jackstraw set

ست جک استرا

jackstraw challenge

چالش جک استرا

jackstraw player

بازیکن جک استرا

jackstraw fun

سرگرمی جک استرا

jackstraw competition

مسابقه جک استرا

jackstraw strategy

استراتژی جک استرا

jackstraw skills

مهارت های جک استرا

جملات نمونه

he played jackstraws with his friends in the park.

او با دوستانش در پارک بازی گنجشک‌بازی کرد.

the children enjoyed the challenge of picking up the jackstraws without disturbing the pile.

کودکان از چالش برداشتن گنجشک‌بازی‌ها بدون به هم زدن توده لذت بردند.

jackstraws is a game that requires patience and skill.

گنجشک‌بازی یک بازی است که نیاز به صبر و مهارت دارد.

she won the game of jackstraws after a tough competition.

او پس از یک مسابقه سخت، بازی گنجشک‌بازی را برد.

the old wooden jackstraws were a family heirloom.

گنجشک‌های چوبی قدیمی ارثیه خانوادگی بودند.

we used to play jackstraws during family gatherings.

ما در دورهمی‌های خانوادگی گنجشک‌بازی می‌کردیم.

jackstraws can be a fun way to develop fine motor skills.

گنجشک‌بازی می‌تواند راه سرگرم‌کننده‌ای برای تقویت مهارت‌های حرکتی ظریف باشد.

he carefully removed the jackstraws one by one.

او با دقت گنجشک‌ها را یکی یکی برداشت.

the rules of jackstraws are simple and easy to learn.

قوانین گنجشک‌بازی ساده و آسان است.

they laughed as they played jackstraws on a rainy day.

آنها در حالی که در یک روز بارانی گنجشک‌بازی می‌کردند، خندیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید