| جمع | jambons |
jambon cru
جنبون کرود
jambon fumé
جنبون دودی
jambon de paris
جنبون پاریس
jambon beurre
جنبون نانویی
jambons
جنبونها
jambon's
جنبونها
with jambon
همراه با جنبون
and jambon
و جنبون
jambon glaze
پوشش جنبون
the jambon
جنبون
the chef sliced the jambon cru very thinly for the appetizer.
شکف در آشپزخانه جامبون کری را به خیلی نازک برش داد تا به عنوان یک سالاد استفاده شود.
i ordered a sandwich au jambon with cheese and mustard.
من یک ساندویچ جامبونی با پنیه و مسیسیت سفارش دادم.
the salad with jambon blanc was refreshing and light.
سالاد با جامبون سفید تازه و سبک بود.
jambon de bayonne is a protected designation of origin from france.
جامبون دو بایون دارای یک نام مخصوص منشأ از فرانسه است.
we enjoyed egg au jambon for breakfast this morning.
ما امروز صبح تخم مرغ جامبونی را خوردیم.
the croque-monsieur is made with layered ham and melted cheese.
کروک مونسیور با جامبون لایه لایه و پنیه ذوب شده ساخته شده است.
the waiter recommended the quiche au jambon as a specialty.
خدمتکار کوییش جامبونی را به عنوان یک ویژگی توصیه کرد.
jambon serrano has a rich, nutty flavor profile.
جامبون سررano دارای یک پروفایل طعم غنی و گردویی است.
the gratin dauphinois with added jambon was delicious.
گریتین دو فونویس با اضافه کردن جامبون خوشمزه بود.
i prefer my scrambled eggs with diced jambon instead of bacon.
من تخم مرغ های خورشیدی خود را با جامبون مقطعی به جای سیب زمینی می خورم.
the platter featured various types of jambon and other charcuterie.
تخته گوناگونی از جامبون و سایر گوشت های پرداش شده را نمایش داد.
my grandmother makes the best omelette au jambon in the village.
مادربزرگ من بهترین تخم مرغ جامبونی در روستا می سازد.
jambon cru
جنبون کرود
jambon fumé
جنبون دودی
jambon de paris
جنبون پاریس
jambon beurre
جنبون نانویی
jambons
جنبونها
jambon's
جنبونها
with jambon
همراه با جنبون
and jambon
و جنبون
jambon glaze
پوشش جنبون
the jambon
جنبون
the chef sliced the jambon cru very thinly for the appetizer.
شکف در آشپزخانه جامبون کری را به خیلی نازک برش داد تا به عنوان یک سالاد استفاده شود.
i ordered a sandwich au jambon with cheese and mustard.
من یک ساندویچ جامبونی با پنیه و مسیسیت سفارش دادم.
the salad with jambon blanc was refreshing and light.
سالاد با جامبون سفید تازه و سبک بود.
jambon de bayonne is a protected designation of origin from france.
جامبون دو بایون دارای یک نام مخصوص منشأ از فرانسه است.
we enjoyed egg au jambon for breakfast this morning.
ما امروز صبح تخم مرغ جامبونی را خوردیم.
the croque-monsieur is made with layered ham and melted cheese.
کروک مونسیور با جامبون لایه لایه و پنیه ذوب شده ساخته شده است.
the waiter recommended the quiche au jambon as a specialty.
خدمتکار کوییش جامبونی را به عنوان یک ویژگی توصیه کرد.
jambon serrano has a rich, nutty flavor profile.
جامبون سررano دارای یک پروفایل طعم غنی و گردویی است.
the gratin dauphinois with added jambon was delicious.
گریتین دو فونویس با اضافه کردن جامبون خوشمزه بود.
i prefer my scrambled eggs with diced jambon instead of bacon.
من تخم مرغ های خورشیدی خود را با جامبون مقطعی به جای سیب زمینی می خورم.
the platter featured various types of jambon and other charcuterie.
تخته گوناگونی از جامبون و سایر گوشت های پرداش شده را نمایش داد.
my grandmother makes the best omelette au jambon in the village.
مادربزرگ من بهترین تخم مرغ جامبونی در روستا می سازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید