| جمع | jampots |
jampot lid
درپوش مرباجو
jampot collection
کلکسیون مرباجو
jampot design
طراحی مرباجو
jampot gift
هدیه مرباجو
jampot size
اندازه مرباجو
jampot style
سبک مرباجو
jampot storage
نگهداری مرباجو
jampot recipe
دستورالعمل مرباجو
jampot label
برچسب مرباجو
jampot maker
سازنده مرباجو
she filled the jampot with homemade jam.
او پارچ جامه را با مربای خانگی پر کرد.
he bought a vintage jampot at the flea market.
او یک پارچ قدیمی را در بازار محلی خرید.
the jampot was beautifully decorated with flowers.
پارچ به زیبایی با گل تزئین شده بود.
can you pass me the jampot, please?
میتوانید لطفاً پارچ را به من بدهید؟
we used a jampot to store our homemade pickles.
ما از پارچ برای نگهداری ترشی خانگی خود استفاده کردیم.
the jampot was a family heirloom.
پارچ یک ارثیه خانوادگی بود.
she prefers glass jampots over plastic ones.
او ترجیح می دهد پارچ های شیشه ای را به جای پلاستیکی.
he carefully labeled each jampot with the date.
او با دقت روی هر پارچ تاریخ درج کرد.
they gifted her a jampot filled with strawberry jam.
آنها یک پارچ پر از مربای توت فرنگی به او هدیه دادند.
the old jampot reminded her of her grandmother.
پارچ قدیمی او را به یاد مادربزرگش انداخت.
jampot lid
درپوش مرباجو
jampot collection
کلکسیون مرباجو
jampot design
طراحی مرباجو
jampot gift
هدیه مرباجو
jampot size
اندازه مرباجو
jampot style
سبک مرباجو
jampot storage
نگهداری مرباجو
jampot recipe
دستورالعمل مرباجو
jampot label
برچسب مرباجو
jampot maker
سازنده مرباجو
she filled the jampot with homemade jam.
او پارچ جامه را با مربای خانگی پر کرد.
he bought a vintage jampot at the flea market.
او یک پارچ قدیمی را در بازار محلی خرید.
the jampot was beautifully decorated with flowers.
پارچ به زیبایی با گل تزئین شده بود.
can you pass me the jampot, please?
میتوانید لطفاً پارچ را به من بدهید؟
we used a jampot to store our homemade pickles.
ما از پارچ برای نگهداری ترشی خانگی خود استفاده کردیم.
the jampot was a family heirloom.
پارچ یک ارثیه خانوادگی بود.
she prefers glass jampots over plastic ones.
او ترجیح می دهد پارچ های شیشه ای را به جای پلاستیکی.
he carefully labeled each jampot with the date.
او با دقت روی هر پارچ تاریخ درج کرد.
they gifted her a jampot filled with strawberry jam.
آنها یک پارچ پر از مربای توت فرنگی به او هدیه دادند.
the old jampot reminded her of her grandmother.
پارچ قدیمی او را به یاد مادربزرگش انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید