jampot

[ایالات متحده]/ˈdʒæmpɒt/
[بریتانیا]/ˈdʒæmˌpɑt/

ترجمه

n. یک شیشه یا ظرف برای نگهداری مربا
Word Forms
جمعjampots

عبارات و ترکیب‌ها

jampot lid

درپوش مرباجو

jampot collection

کلکسیون مرباجو

jampot design

طراحی مرباجو

jampot gift

هدیه مرباجو

jampot size

اندازه مرباجو

jampot style

سبک مرباجو

jampot storage

نگهداری مرباجو

jampot recipe

دستورالعمل مرباجو

jampot label

برچسب مرباجو

jampot maker

سازنده مرباجو

جملات نمونه

she filled the jampot with homemade jam.

او پارچ جامه را با مربای خانگی پر کرد.

he bought a vintage jampot at the flea market.

او یک پارچ قدیمی را در بازار محلی خرید.

the jampot was beautifully decorated with flowers.

پارچ به زیبایی با گل تزئین شده بود.

can you pass me the jampot, please?

می‌توانید لطفاً پارچ را به من بدهید؟

we used a jampot to store our homemade pickles.

ما از پارچ برای نگهداری ترشی خانگی خود استفاده کردیم.

the jampot was a family heirloom.

پارچ یک ارثیه خانوادگی بود.

she prefers glass jampots over plastic ones.

او ترجیح می دهد پارچ های شیشه ای را به جای پلاستیکی.

he carefully labeled each jampot with the date.

او با دقت روی هر پارچ تاریخ درج کرد.

they gifted her a jampot filled with strawberry jam.

آنها یک پارچ پر از مربای توت فرنگی به او هدیه دادند.

the old jampot reminded her of her grandmother.

پارچ قدیمی او را به یاد مادربزرگش انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید