janitorial

[ایالات متحده]/dʒænɪˈtɔːrɪəl/
[بریتانیا]/dʒænɪˈtɔrɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به وظایف یک سرایدار؛ مربوط به تمیز کردن و نگهداری

عبارات و ترکیب‌ها

janitorial services

خدمات نظافتی

janitorial staff

پرسنل نظافتی

janitorial supplies

تجهیزات نظافتی

janitorial work

کار نظافتی

janitorial cleaning

نظافت

janitorial equipment

تجهیزات نظافتی

janitorial contract

قرارداد نظافتی

janitorial management

مدیریت نظافت

janitorial maintenance

نگهداری نظافتی

janitorial solutions

راه حل های نظافتی

جملات نمونه

the janitorial staff works diligently to maintain cleanliness.

اعضای تیم نظافت با تلاش زیاد برای حفظ نظافت تلاش می‌کنند.

janitorial services are essential for a healthy workplace.

خدمات نظافت برای یک محیط کار سالم ضروری هستند.

the company hired a janitorial team to clean the offices.

شرکت یک تیم نظافت استخدام کرد تا دفاتر را تمیز کند.

janitorial duties include sweeping, mopping, and dusting.

وظایف نظافت شامل جارو کردن، کف‌شدن و گردگیری است.

she oversees the janitorial operations at the facility.

او بر عملیات نظافت در تأسیسات نظارت دارد.

janitorial supplies must be replenished regularly.

مواد مصرفی نظافت باید به طور منظم دوباره پر شوند.

they provide janitorial training for new employees.

آنها آموزش نظافت را برای کارمندان جدید ارائه می‌دهند.

the janitorial contract was renewed for another year.

قرارداد نظافت برای یک سال دیگر تمدید شد.

effective janitorial practices can reduce the spread of germs.

روش‌های موثر نظافت می‌توانند از انتشار میکروب‌ها جلوگیری کنند.

he is responsible for the janitorial budget and expenses.

او مسئول بودجه و هزینه‌های نظافت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید