custodial services
خدمات نظافتی
custodial staff
پرسنل نظافتی
custodial treatment of terminal patients.
درمان مراقبتی بیماران ترمینال
the custodial duties of a security guard.
وظایف مراقبتی یک نگهبان امنیتی
the custodial parent petitioned the court for payment of the arrears.
والدین مراقب دادخواست را به دادگاه برای پرداخت بدهی ارائه دادند.
keep (en) - custodianship (en) - stewardship (en) - custodial, tutelar, tutelary (en)[Dériv
نگهداری (en) - سرپرستی (en) - متصدی گری (en) - مراقبتی، قیمومی، قیمومی (en)[مشتق
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید