jarful

[ایالات متحده]/ˈdʒɑːfəl/
[بریتانیا]/ˈdʒɑrfəl/

ترجمه

n. ظرفی که تا لبه با یک ماده پر شده است
Word Forms
جمعjarfuls

عبارات و ترکیب‌ها

jarful of cookies

پر ظرف بیسکویت

jarful of jam

پر ظرف مربا

jarful of pickles

پر ظرف خیارشور

jarful of marbles

پر ظرف مهره

jarful of nuts

پر ظرف آجیل

jarful of candy

پر ظرف آب‌نبات

jarful of olives

پر ظرف زیتون

jarful of honey

پر ظرف عسل

jarful of spices

پر ظرف ادویه

jarful of seeds

پر ظرف دانه

جملات نمونه

she picked a jarful of fresh strawberries from the garden.

او یک حباب پر از توت فرنگی تازه از باغ برداشت.

he filled the jarful with homemade cookies for the party.

او آن حباب را با کوکی های خانگی برای مهمانی پر کرد.

a jarful of marbles spilled across the floor.

یک حباب پر از مهره روی زمین ریخته شد.

the recipe calls for a jarful of pickles.

دستور غذا نیاز به یک حباب پر از خیار دارد.

she gave me a jarful of honey as a gift.

او به عنوان هدیه یک حباب پر از عسل به من داد.

we need a jarful of jellybeans for the event.

ما برای این رویداد به یک حباب پر از آبنبات کشمی نیاز داریم.

he collected a jarful of seashells from the beach.

او یک حباب پر از صدف از ساحل جمع کرد.

she keeps a jarful of buttons for her sewing projects.

او یک حباب پر از دکمه برای پروژه های خیاطی خود نگه می دارد.

they found a jarful of coins buried in the backyard.

آنها یک حباب پر از سکه دفن شده در حیاط پشتی پیدا کردند.

the children enjoyed a jarful of candy during the movie.

کودکان از خوردن یک حباب پر از آبنبات در حین تماشای فیلم لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید