jarvey

[ایالات متحده]/ˈdʒɑːvi/
[بریتانیا]/ˈdʒɑrvi/

ترجمه

n. راننده یک تاکسی کرایه‌ای؛ راننده یک کالسکه دوچرخ

عبارات و ترکیب‌ها

jarvey ride

سوار شدن در جروی

jarvey service

خدمات جروی

jarvey driver

راننده جروی

jarvey tour

تور جروی

jarvey company

شرکت جروی

jarvey booking

رزرو جروی

jarvey fare

کرایه جروی

jarvey experience

تجربه جروی

jarvey app

اپلیکیشن جروی

jarvey guide

راهنمای جروی

جملات نمونه

he decided to hire a jarvey for the day.

او تصمیم گرفت برای یک روز یک جاروی استخدام کند.

the jarvey knew all the best spots in the city.

جاروی تمام نقاط بهترین شهر را می‌دانست.

we took a ride with the jarvey through the park.

ما با جاروی در پارک سواری کردیم.

her father was a jarvey in his younger days.

پدرش در دوران جوانی یک جاروی بود.

the jarvey shared interesting stories during the ride.

جاروی در طول سفر داستان‌های جالبی تعریف کرد.

they enjoyed a scenic tour led by the jarvey.

آنها از یک تور دیدنی به رهبری جاروی لذت بردند.

the jarvey offered us refreshments during the trip.

جاروی در طول سفر نوشیدنی به ما پیشنهاد داد.

we learned about the history of the area from the jarvey.

ما درباره تاریخ منطقه از جاروی یاد گرفتیم.

the children were excited to ride with the jarvey.

کودکان از سواری با جاروی هیجان‌زده بودند.

the jarvey's horse was well-trained and friendly.

اسب جاروی آموزش دیده و دوستانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید