jaunted

[ایالات متحده]/dʒɔːntɪd/
[بریتانیا]/dʒɔntɪd/

ترجمه

vi. سفر کوتاهی کردن یا گشت و گذار\nn. سفر کوتاه یا گشت و گذار

عبارات و ترکیب‌ها

jaunted away

به راه افتاد

jaunted off

به راه افتاد

jaunted around

چپ و راست رفت

jaunted back

بازگشت

jaunted forth

به جلو رفت

jaunted over

از فراز عبور کرد

jaunted through

از میان عبور کرد

jaunted about

چپ و راست رفت

jaunted down

به پایین رفت

jaunted up

به بالا رفت

جملات نمونه

she jaunted through the city, exploring hidden gems.

او در شهر پرسه زد و به دنبال نقاط پنهان بود.

they jaunted off to the beach for a weekend getaway.

آنها برای یک تعطیلات آخر هفته به سمت ساحل رفتند.

we jaunted around the park, enjoying the fresh air.

ما در پارک پرسه زدیم و از هوای تازه لذت بردیم.

after work, he jaunted to his favorite coffee shop.

بعد از کار، او به کافه مورد علاقه اش رفت.

the children jaunted happily to the playground.

کودکان با خوشحالی به زمین بازی رفتند.

she jaunted through the countryside, admiring the scenery.

او در حومه شهر پرسه زد و از مناظر لذت برد.

they jaunted to the museum to see the new exhibit.

آنها به موزه رفتند تا نمایشگاه جدید را ببینند.

he jaunted across town to meet his friend.

او برای دیدن دوستش از آن طرف شهر رفت.

on a whim, she jaunted to the mountains for a hike.

به یک فکر ناگهانی، او برای پیاده‌روی به کوه‌ها رفت.

they jaunted around the festival, enjoying the activities.

آنها در جشنواره پرسه زدند و از فعالیت‌ها لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید