excursioned

[ایالات متحده]/ɪkˈskɜːʃənd/
[بریتانیا]/ɪkˈskɜrʒənd/

ترجمه

v. سفر کوتاهی را انجام دادن یا رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

excursioned trip

سفر اکتشافی

excursioned journey

سفر اکتشافی

excursioned outing

گشت اکتشافی

excursioned adventure

ماجراجویی اکتشافی

excursioned visit

بازدید اکتشافی

excursioned tour

تور اکتشافی

excursioned exploration

اکتشاف

excursioned event

رویداد اکتشافی

excursioned experience

تجربه اکتشافی

excursioned destination

مقصد اکتشافی

جملات نمونه

we excursioned to the mountains last weekend.

ما آخر هفته گذشته به کوه‌ها سفر کردیم.

they excursioned to the historical site for a school project.

آنها برای یک پروژه مدرسه به مکان تاریخی سفر کردند.

after we excursioned, we shared our experiences.

بعد از سفر ما، تجربیات خود را به اشتراک گذاشتیم.

the family excursioned to the beach for a day of fun.

خانواده برای یک روز سرگرمی به ساحل سفر کرد.

she excursioned with her friends to explore the city.

او با دوستانش به کاوش در شهر سفر کرد.

we excursioned through the forest, enjoying nature.

ما از میان جنگل عبور کردیم و از طبیعت لذت بردیم.

the students excursioned to learn about marine life.

دانشجویان برای یادگیری در مورد حیات دریایی سفر کردند.

they excursioned to the art museum for inspiration.

آنها برای الهام به موزه هنری سفر کردند.

we excursioned across the countryside, taking many photos.

ما در سراسر حومه شهر سفر کردیم و عکس های زیادی گرفتیم.

last summer, we excursioned to several national parks.

تابستان گذشته، ما به چندین پارک ملی سفر کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید