jawed

[ایالات متحده]/dʒɔːd/
[بریتانیا]/dʒɔːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای فک

عبارات و ترکیب‌ها

jawed fish

ماهی‌های فک‌دار

jawed vertebrates

مهره‌داران فک‌دار

jawed predator

شکارچی فک‌دار

jawed animals

جانوران فک‌دار

jawed species

گونه‌های فک‌دار

jawed fishery

صید فک‌دار

jawed creatures

موجودات فک‌دار

jawed class

رده فک‌دار

jawed anatomy

آناتومی فک‌دار

jawed evolution

تکامل فک‌دار

جملات نمونه

they jawed about their weekend plans.

آنها در مورد برنامه‌های آخر هفته خود صحبت کردند.

he jawed with his friends for hours.

او ساعت‌ها با دوستانش صحبت کرد.

she jawed away while cooking dinner.

او در حالی که شام درست می‌کرد، صحبت می‌کرد.

the two colleagues jawed during their lunch break.

دو همکار در زمان استراحت ناهار با هم صحبت کردند.

they jawed about the latest news in town.

آنها در مورد آخرین اخبار شهر صحبت کردند.

he jawed with the locals to learn more about the culture.

او برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فرهنگ با مردم محلی صحبت کرد.

we jawed about our favorite movies last night.

دیشب در مورد فیلم‌های مورد علاقه خود صحبت کردیم.

she jawed on the phone for over an hour.

او بیش از یک ساعت تلفنی صحبت کرد.

they often jawed about their childhood memories.

آنها اغلب در مورد خاطرات دوران کودکی خود صحبت می‌کردند.

he jawed with the bartender about sports.

او با بارتندر در مورد ورزش صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید