jawing

[ایالات متحده]/dʒɔːɪŋ/
[بریتانیا]/dʒɔːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل صحبت کردن یا گپ زدن
v. به طور طولانی یا غیررسمی صحبت کردن یا گپ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

jawing away

صحبت کردن بی وقفه

jawing on

ادامه دادن صحبت کردن

jawing about

صحبت کردن درباره

jawing it

ادامه دادن صحبت کردن

jawing at

صحبت کردن با

jawing with

صحبت کردن با

jawing back

جواب دادن

jawing down

تحمیل کردن صحبت

jawing together

صحبت کردن با هم

jawing nonstop

صحبت کردن بی وقفه

جملات نمونه

they spent the afternoon jawing about their favorite movies.

آنها بعد از ظهر در مورد فیلم‌های مورد علاقه خود صحبت می‌کردند.

we were jawing away at the coffee shop for hours.

ما ساعت‌ها در کافه با خوشگویی صحبت می‌کردیم.

stop jawing and start working on the project!

حرف زدن را متوقف کنید و شروع به کار روی پروژه کنید!

he loves jawing with his friends about sports.

او عاشق صحبت کردن با دوستانش در مورد ورزش است.

they were jawing so much that they lost track of time.

آنها آنقدر زیاد صحبت می‌کردند که ردیابی زمان را از دست دادند.

she enjoys jawing with her coworkers during lunch breaks.

او از صحبت کردن با همکارانش در زمان استراحت ناهار لذت می‌برد.

jawing about politics can get quite heated.

صحبت کردن در مورد سیاست می‌تواند بسیار داغ شود.

he can't stop jawing about his latest adventure.

او نمی‌تواند صحبت کردن در مورد آخرین ماجراجویی‌اش را متوقف کند.

they were jawing about the upcoming concert all night.

آنها تمام شب در مورد کنسرت آینده صحبت می‌کردند.

jawing with the locals gave me great insights into the culture.

صحبت کردن با مردم محلی به من بینش‌های زیادی در مورد فرهنگ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید