jawing away
صحبت کردن بی وقفه
jawing on
ادامه دادن صحبت کردن
jawing about
صحبت کردن درباره
jawing it
ادامه دادن صحبت کردن
jawing at
صحبت کردن با
jawing with
صحبت کردن با
jawing back
جواب دادن
jawing down
تحمیل کردن صحبت
jawing together
صحبت کردن با هم
jawing nonstop
صحبت کردن بی وقفه
they spent the afternoon jawing about their favorite movies.
آنها بعد از ظهر در مورد فیلمهای مورد علاقه خود صحبت میکردند.
we were jawing away at the coffee shop for hours.
ما ساعتها در کافه با خوشگویی صحبت میکردیم.
stop jawing and start working on the project!
حرف زدن را متوقف کنید و شروع به کار روی پروژه کنید!
he loves jawing with his friends about sports.
او عاشق صحبت کردن با دوستانش در مورد ورزش است.
they were jawing so much that they lost track of time.
آنها آنقدر زیاد صحبت میکردند که ردیابی زمان را از دست دادند.
she enjoys jawing with her coworkers during lunch breaks.
او از صحبت کردن با همکارانش در زمان استراحت ناهار لذت میبرد.
jawing about politics can get quite heated.
صحبت کردن در مورد سیاست میتواند بسیار داغ شود.
he can't stop jawing about his latest adventure.
او نمیتواند صحبت کردن در مورد آخرین ماجراجوییاش را متوقف کند.
they were jawing about the upcoming concert all night.
آنها تمام شب در مورد کنسرت آینده صحبت میکردند.
jawing with the locals gave me great insights into the culture.
صحبت کردن با مردم محلی به من بینشهای زیادی در مورد فرهنگ داد.
jawing away
صحبت کردن بی وقفه
jawing on
ادامه دادن صحبت کردن
jawing about
صحبت کردن درباره
jawing it
ادامه دادن صحبت کردن
jawing at
صحبت کردن با
jawing with
صحبت کردن با
jawing back
جواب دادن
jawing down
تحمیل کردن صحبت
jawing together
صحبت کردن با هم
jawing nonstop
صحبت کردن بی وقفه
they spent the afternoon jawing about their favorite movies.
آنها بعد از ظهر در مورد فیلمهای مورد علاقه خود صحبت میکردند.
we were jawing away at the coffee shop for hours.
ما ساعتها در کافه با خوشگویی صحبت میکردیم.
stop jawing and start working on the project!
حرف زدن را متوقف کنید و شروع به کار روی پروژه کنید!
he loves jawing with his friends about sports.
او عاشق صحبت کردن با دوستانش در مورد ورزش است.
they were jawing so much that they lost track of time.
آنها آنقدر زیاد صحبت میکردند که ردیابی زمان را از دست دادند.
she enjoys jawing with her coworkers during lunch breaks.
او از صحبت کردن با همکارانش در زمان استراحت ناهار لذت میبرد.
jawing about politics can get quite heated.
صحبت کردن در مورد سیاست میتواند بسیار داغ شود.
he can't stop jawing about his latest adventure.
او نمیتواند صحبت کردن در مورد آخرین ماجراجوییاش را متوقف کند.
they were jawing about the upcoming concert all night.
آنها تمام شب در مورد کنسرت آینده صحبت میکردند.
jawing with the locals gave me great insights into the culture.
صحبت کردن با مردم محلی به من بینشهای زیادی در مورد فرهنگ داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید