jewellery designer
طراح جواهرات
the cheque given to the jeweller proved worthless.
چکی که به جواهرساز داده شد بیارزش از آب درآمد.
A car came to a stop outside the jeweller's.
یک خودرو در مقابل مغازه جواالات متوقف شد.
The jeweller pronounced the diamond to be genuine.
صاحب مغازه جواالات اعلام کرد که الماس اصیل است.
The thieves rammed their truck into the jeweller’s window.
سارقان با کامیون خود به شیشه مغازه جواالات کوبیدند.
After trust and paying an issue it is the most intractably to was solved, those who remain how to just serve than going all out with traditional jeweller's.
پس از اعتماد و پرداخت یک مشکل، حل آن به روشی غیرقابل حل است، کسانی که باقی مانده اند چگونه فقط خدمت کنند تا همه تلاش را با مغازه های سنتی جواالات انجام دهند.
The jeweller carefully examined the diamond ring.
صاحب مغازه جواالات حلقه الماس را با دقت بررسی کرد.
She decided to visit the local jeweller to get her necklace repaired.
او تصمیم گرفت برای تعمیر گردنبندش از یک صاحب مغازه جواالات محلی دیدن کند.
The jeweller specializes in custom-made jewelry for weddings.
صاحب مغازه جواالات در ساخت جواهرات سفارشی برای عروسی ها تخصص دارد.
He inherited his father's skills and became a successful jeweller.
او مهارت های پدرش را به ارث برد و به یک صاحب مغازه جواالات موفق تبدیل شد.
The jeweller displayed a stunning collection of gemstones in the store window.
صاحب مغازه جواالات مجموعه ای خیره کننده از سنگ های قیمتی را در ویترین مغازه به نمایش گذاشت.
She consulted a jeweller to design a unique engagement ring.
او با یک صاحب مغازه جواالات مشورت کرد تا یک حلقه نامزدی منحصر به فرد طراحی کند.
The jeweller used a magnifying glass to inspect the intricate details of the bracelet.
صاحب مغازه جواالات از ذره بین برای بررسی دقیق جزئیات دستبند استفاده کرد.
He apprenticed with a master jeweller to learn the craft of jewelry making.
او به عنوان شاگرد یک صاحب مغازه جواالات ماهر به یادگیری هنر ساخت جواهرات پرداخت.
The jeweller offered to clean and polish the customer's earrings for free.
صاحب مغازه جواالات پیشنهاد کرد گوشواره های مشتری را به صورت رایگان تمیز و صیقل دهد.
She admired the craftsmanship of the jeweller who created the intricate pendant.
او از مهارت صاحب مغازه جواالات که آویز پیچیده را ایجاد کرده بود، تحسین کرد.
jewellery designer
طراح جواهرات
the cheque given to the jeweller proved worthless.
چکی که به جواهرساز داده شد بیارزش از آب درآمد.
A car came to a stop outside the jeweller's.
یک خودرو در مقابل مغازه جواالات متوقف شد.
The jeweller pronounced the diamond to be genuine.
صاحب مغازه جواالات اعلام کرد که الماس اصیل است.
The thieves rammed their truck into the jeweller’s window.
سارقان با کامیون خود به شیشه مغازه جواالات کوبیدند.
After trust and paying an issue it is the most intractably to was solved, those who remain how to just serve than going all out with traditional jeweller's.
پس از اعتماد و پرداخت یک مشکل، حل آن به روشی غیرقابل حل است، کسانی که باقی مانده اند چگونه فقط خدمت کنند تا همه تلاش را با مغازه های سنتی جواالات انجام دهند.
The jeweller carefully examined the diamond ring.
صاحب مغازه جواالات حلقه الماس را با دقت بررسی کرد.
She decided to visit the local jeweller to get her necklace repaired.
او تصمیم گرفت برای تعمیر گردنبندش از یک صاحب مغازه جواالات محلی دیدن کند.
The jeweller specializes in custom-made jewelry for weddings.
صاحب مغازه جواالات در ساخت جواهرات سفارشی برای عروسی ها تخصص دارد.
He inherited his father's skills and became a successful jeweller.
او مهارت های پدرش را به ارث برد و به یک صاحب مغازه جواالات موفق تبدیل شد.
The jeweller displayed a stunning collection of gemstones in the store window.
صاحب مغازه جواالات مجموعه ای خیره کننده از سنگ های قیمتی را در ویترین مغازه به نمایش گذاشت.
She consulted a jeweller to design a unique engagement ring.
او با یک صاحب مغازه جواالات مشورت کرد تا یک حلقه نامزدی منحصر به فرد طراحی کند.
The jeweller used a magnifying glass to inspect the intricate details of the bracelet.
صاحب مغازه جواالات از ذره بین برای بررسی دقیق جزئیات دستبند استفاده کرد.
He apprenticed with a master jeweller to learn the craft of jewelry making.
او به عنوان شاگرد یک صاحب مغازه جواالات ماهر به یادگیری هنر ساخت جواهرات پرداخت.
The jeweller offered to clean and polish the customer's earrings for free.
صاحب مغازه جواالات پیشنهاد کرد گوشواره های مشتری را به صورت رایگان تمیز و صیقل دهد.
She admired the craftsmanship of the jeweller who created the intricate pendant.
او از مهارت صاحب مغازه جواالات که آویز پیچیده را ایجاد کرده بود، تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید