jink

[ایالات متحده]/dʒɪŋk/
[بریتانیا]/dʒɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ناگهان تغییر جهت دادن یا دور زدن
vt. اجتناب کردن یا فریب دادن
n. تغییر ناگهانی جهت؛ یک دور زدن سریع.
Word Forms
جمعjinks

عبارات و ترکیب‌ها

quick jink

جَسته‌باقي

sideways jink

جَسته‌باقي به پهلو

جملات نمونه

high jinks behind the wheel of a car.

مسخره بازی پشت فرمان یک خودرو.

They got up to all sorts of high jinks on the trip.

آنها در طول سفر انواع مختلفی از مسخره بازی ها انجام دادند.

"jink ,what do you think!

"جینک، نظر شما چیست؟".

she was too quick for him and jinked away every time.

او برای او خیلی سریع بود و هر بار با حرکت سریع دور می شد.

You're being targeted from long-range! Jink!

شما از راه دور مورد هدف قرار می گیرید! جینک!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید