jobbing

[ایالات متحده]/'dʒɑbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کار کردن به عنوان یک کارگر آزاد یا غیررسمی؛ انجام کارهای متفرقه
v. خرید کالا به صورت عمده و فروش مجدد به خرده‌فروشان؛ انجام کارهای پیمانکاری.

عبارات و ترکیب‌ها

jobbing foundry

ریخته گری پیمانکاری

stock jobbing

خرید و فروش سهام

جملات نمونه

He is jobbing as a freelance writer while looking for a full-time position.

او در حالی که به دنبال یک موقعیت تمام وقت است، به عنوان یک نویسنده آزادانه کار می کند.

She enjoys jobbing in different industries to gain diverse experiences.

او از کار کردن در صنایع مختلف برای کسب تجربه متنوع لذت می برد.

Jobbing as a barista helped him improve his customer service skills.

کار کردن به عنوان یک باریستا به او کمک کرد تا مهارت های خدمات مشتری خود را بهبود بخشد.

They are jobbing together on a project for their class assignment.

آنها با هم روی یک پروژه برای تکلیف کلاس خود کار می کنند.

Jobbing in retail during the holiday season can be quite demanding.

کار کردن در خرده فروشی در طول فصل تعطیلات می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

She is jobbing as a tutor to help students with their studies.

او به عنوان یک مدرس کار می کند تا به دانش آموزان در تحصیلات خود کمک کند.

Jobbing as a receptionist requires good communication skills.

کار کردن به عنوان یک پذیرش تلفن به مهارت های ارتباطی خوب نیاز دارد.

He started jobbing as a delivery driver to earn extra income.

او برای کسب درآمد اضافی به عنوان یک راننده تحویل شروع به کار کرد.

Jobbing as a virtual assistant allows her to work remotely.

کار کردن به عنوان یک دستیار مجازی به او اجازه می دهد به صورت از راه دور کار کند.

They are jobbing on weekends to save up for a vacation.

آنها آخر هفته ها کار می کنند تا برای یک تعطیلات پس انداز کنند.

نمونه‌های واقعی

Rodin instead, served a long apprenticeship as a jobbing craftsman in dozens of studios.

رودن به جای آن، یک دوره طولانی کارآموزی به عنوان یک صنعتگر آزاد در ده‌ها استودیو گذراند.

منبع: Secrets of Masterpieces

A new class of jobbing artists emerged to service this popular demand for landscape art.

یک دسته جدید از هنرمندان آزاد برای پاسخگویی به این تقاضای محبوب برای هنر منظره ظهور کردند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

He spent seven years of his life working and jobbing it out there, for hours on end, in all of the elements.

او هفت سال از عمر خود را در آنجا مشغول به کار و انجام آن شد، ساعت‌ها و در تمام شرایط آب و هوایی.

منبع: the dodo small animal collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید