jockeyed for position
برای کسب موقعیت تلاش کرد
jockeyed into place
به جای خود راه یافت
jockeyed around
دور و بر را بررسی کرد
jockeyed for power
برای کسب قدرت تلاش کرد
jockeyed for attention
برای جلب توجه تلاش کرد
jockeyed for control
برای کسب کنترل تلاش کرد
jockeyed into action
وارد عمل شد
jockeyed for space
برای کسب فضا تلاش کرد
jockeyed for favor
برای جلب نظر مثبت تلاش کرد
jockeyed for influence
برای کسب نفوذ تلاش کرد
the two candidates jockeyed for position in the polls.
دو نامزد برای کسب موقعیت در نظرسنجیها رقابت کردند.
she jockeyed for a better role in the company.
او برای کسب یک نقش بهتر در شرکت تلاش کرد.
they jockeyed for the best seat at the concert.
آنها برای بهترین صندلی در کنسرت رقابت کردند.
the players jockeyed for the ball during the match.
بازیکنان برای توپ در طول مسابقه رقابت کردند.
he jockeyed his way through the crowd to get to the front.
او با فشار دادن از میان جمعیت به سمت جلو رفت.
the teams jockeyed for supremacy in the league.
تیمها برای کسب برتری در لیگ رقابت کردند.
she jockeyed for attention at the meeting.
او برای جلب توجه در جلسه تلاش کرد.
they jockeyed for the lead in the race.
آنها برای کسب پیشتاز در مسابقه رقابت کردند.
the executives jockeyed for influence over the decision.
مدیران برای کسب نفوذ بر تصمیمگیری رقابت کردند.
he jockeyed with his colleagues for the promotion.
او با همکارانش برای ارتقا رقابت کرد.
jockeyed for position
برای کسب موقعیت تلاش کرد
jockeyed into place
به جای خود راه یافت
jockeyed around
دور و بر را بررسی کرد
jockeyed for power
برای کسب قدرت تلاش کرد
jockeyed for attention
برای جلب توجه تلاش کرد
jockeyed for control
برای کسب کنترل تلاش کرد
jockeyed into action
وارد عمل شد
jockeyed for space
برای کسب فضا تلاش کرد
jockeyed for favor
برای جلب نظر مثبت تلاش کرد
jockeyed for influence
برای کسب نفوذ تلاش کرد
the two candidates jockeyed for position in the polls.
دو نامزد برای کسب موقعیت در نظرسنجیها رقابت کردند.
she jockeyed for a better role in the company.
او برای کسب یک نقش بهتر در شرکت تلاش کرد.
they jockeyed for the best seat at the concert.
آنها برای بهترین صندلی در کنسرت رقابت کردند.
the players jockeyed for the ball during the match.
بازیکنان برای توپ در طول مسابقه رقابت کردند.
he jockeyed his way through the crowd to get to the front.
او با فشار دادن از میان جمعیت به سمت جلو رفت.
the teams jockeyed for supremacy in the league.
تیمها برای کسب برتری در لیگ رقابت کردند.
she jockeyed for attention at the meeting.
او برای جلب توجه در جلسه تلاش کرد.
they jockeyed for the lead in the race.
آنها برای کسب پیشتاز در مسابقه رقابت کردند.
the executives jockeyed for influence over the decision.
مدیران برای کسب نفوذ بر تصمیمگیری رقابت کردند.
he jockeyed with his colleagues for the promotion.
او با همکارانش برای ارتقا رقابت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید