jockeyed

[ایالات متحده]/ˈdʒɒk.id/
[بریتانیا]/ˈdʒɑː.kiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی از jockey

عبارات و ترکیب‌ها

jockeyed for position

برای کسب موقعیت تلاش کرد

jockeyed into place

به جای خود راه یافت

jockeyed around

دور و بر را بررسی کرد

jockeyed for power

برای کسب قدرت تلاش کرد

jockeyed for attention

برای جلب توجه تلاش کرد

jockeyed for control

برای کسب کنترل تلاش کرد

jockeyed into action

وارد عمل شد

jockeyed for space

برای کسب فضا تلاش کرد

jockeyed for favor

برای جلب نظر مثبت تلاش کرد

jockeyed for influence

برای کسب نفوذ تلاش کرد

جملات نمونه

the two candidates jockeyed for position in the polls.

دو نامزد برای کسب موقعیت در نظرسنجی‌ها رقابت کردند.

she jockeyed for a better role in the company.

او برای کسب یک نقش بهتر در شرکت تلاش کرد.

they jockeyed for the best seat at the concert.

آنها برای بهترین صندلی در کنسرت رقابت کردند.

the players jockeyed for the ball during the match.

بازیکنان برای توپ در طول مسابقه رقابت کردند.

he jockeyed his way through the crowd to get to the front.

او با فشار دادن از میان جمعیت به سمت جلو رفت.

the teams jockeyed for supremacy in the league.

تیم‌ها برای کسب برتری در لیگ رقابت کردند.

she jockeyed for attention at the meeting.

او برای جلب توجه در جلسه تلاش کرد.

they jockeyed for the lead in the race.

آنها برای کسب پیشتاز در مسابقه رقابت کردند.

the executives jockeyed for influence over the decision.

مدیران برای کسب نفوذ بر تصمیم‌گیری رقابت کردند.

he jockeyed with his colleagues for the promotion.

او با همکارانش برای ارتقا رقابت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید