competed

[ایالات متحده]/kəmˈpiːtɪd/
[بریتانیا]/kəmˈpiːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت از compete؛ برای رقابت کردن؛ برای برتری تلاش کردن؛ در یک مسابقه شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

competed fiercely

رقابت شدید

competed successfully

با موفقیت رقابت کرد

competed directly

به طور مستقیم رقابت کرد

competed equally

به طور مساوی رقابت کرد

competed head-on

به صورت رودررو رقابت کرد

competed vigorously

با جدیت رقابت کرد

competed actively

به طور فعال رقابت کرد

competed nationally

به طور ملی رقابت کرد

competed internationally

به طور بین المللی رقابت کرد

competed locally

به طور محلی رقابت کرد

جملات نمونه

the teams competed fiercely for the championship title.

تیم‌ها به شدت برای کسب عنوان قهرمانی با یکدیگر رقابت کردند.

she competed in the national swimming competition.

او در مسابقات شنای ملی شرکت کرد.

they competed against each other in the science fair.

آن‌ها در نمایشگاه علم با یکدیگر رقابت کردند.

the students competed for the scholarship.

دانشجویان برای دریافت بورسیه با یکدیگر رقابت کردند.

he competed in a marathon for the first time.

او برای اولین بار در یک ماراتن شرکت کرد.

many artists competed for the prestigious award.

هنرمندان زیادی برای دریافت جایزه معتبر با یکدیگر رقابت کردند.

she competed with her peers to get the promotion.

او برای دریافت ترفیع با همکاران خود رقابت کرد.

the athletes competed under strict regulations.

ورزشکاران تحت قوانین سختگیرانه با یکدیگر رقابت کردند.

they competed in various categories during the tournament.

آن‌ها در طول مسابقات در دسته‌های مختلف با یکدیگر رقابت کردند.

he has always competed at a high level in tennis.

او همیشه در سطح بالایی تنیس را دنبال کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید