joggled

[ایالات متحده]/ˈdʒɒɡəld/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːɡəld/

ترجمه

v. به حرکت درآوردن یا باعث حرکت با حرکتی کمی لرزشی شدن؛ به آرامی لرزاندن؛ لرزیدن
adj. درهم قفل شده یا نامرتب

عبارات و ترکیب‌ها

joggled edges

لبه‌های محکم

joggled joints

اتصالات محکم

joggled beams

تیرهای محکم

joggled surfaces

سطوح محکم

joggled frames

قاب‌های محکم

joggled blocks

بلوک‌های محکم

joggled panels

صفحه‌های محکم

joggled sections

بخش‌های محکم

joggled patterns

الگوهای محکم

joggled lines

خطوط محکم

جملات نمونه

the car joggled as it went over the bumpy road.

ماشین در حین عبور از جاده ناهموار به شدت تکان می‌خورد.

she joggled her keys while waiting for her friend.

او در حالی که منتظر دوستش بود، کلیدهایش را به بالا و پایین می‌برد.

the sudden movement joggled my memory.

حرکت ناگهانی خاطراتم را زنده کرد.

he joggled the box to see if anything was inside.

او جعبه را به بالا و پایین می‌برد تا ببیند داخل آن چه چیزی وجود دارد.

the train joggled us awake during the journey.

در طول سفر، قطار ما را از خواب بیدار کرد.

she joggled the bottle to mix the contents.

او بطری را به بالا و پایین می‌برد تا محتویات آن را مخلوط کند.

the dog joggled the ball with its nose.

سگ توپ را با بینی‌اش به بالا و پایین می‌برد.

as i joggled the papers, i found an old photo.

همانطور که مدارک را به بالا و پایین می‌بردم، یک عکس قدیمی پیدا کردم.

the toddler joggled the toy car back and forth.

کودک ماشین اسباب‌بازی را به جلو و عقب می‌برد.

he joggled the cup, spilling some coffee.

او فنجان را به بالا و پایین می‌برد و مقداری قهوه ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید