jokiness

[ایالات متحده]/ˈdʒəʊkɪnəs/
[بریتانیا]/ˈdʒoʊkɪnəs/

ترجمه

n. ویژگی خنده‌دار یا بازیگوش بودن

عبارات و ترکیب‌ها

jokiness level

سطح شوخ‌طبعی

jokiness factor

ضریب شوخ‌طبعی

jokiness style

سبک شوخ‌طبعی

jokiness vibe

فضای شوخ‌طبعی

jokiness appeal

جذابیت شوخ‌طبعی

jokiness tone

لحن شوخ‌طبعی

jokiness moment

لحظه شوخ‌طبعی

jokiness element

عنصر شوخ‌طبعی

jokiness charm

جاذبه شوخ‌طبعی

جملات نمونه

his jokiness always lightens the mood in the room.

خوش‌مزه‌گویی او همیشه فضای اتاق را تلطیف می‌کند.

she appreciated his jokiness during the stressful meeting.

او در طول جلسه پر استرس از خوش‌مزه‌گویی او قدردانی کرد.

the teacher's jokiness made the class more enjoyable.

خوش‌مزه‌گویی معلم باعث شد کلاس جذاب‌تر شود.

his natural jokiness made him popular among his friends.

خوش‌مزه‌گویی طبیعی او باعث محبوبیت او در بین دوستانش شد.

they loved his jokiness at the party.

آنها از خوش‌مزه‌گویی او در مهمانی خوشحال بودند.

her jokiness often surprises people who don't know her well.

خوش‌مزه‌گویی او اغلب افرادی را که او را خوب نمی‌شناسند، شگفت‌زده می‌کند.

the comedian's jokiness kept the audience laughing all night.

خوش‌مزه‌گویی کمدین باعث شد تماشاگران تمام شب بخندند.

jokiness can be a great icebreaker in new social situations.

خوش‌مزه‌گویی می‌تواند یک شروع‌کننده عالی در موقعیت‌های اجتماعی جدید باشد.

his jokiness often leads to unexpected friendships.

خوش‌مزه‌گویی او اغلب منجر به دوستی‌های غیرمنتظره می‌شود.

she uses jokiness to cope with difficult situations.

او از خوش‌مزه‌گویی برای مقابله با شرایط دشوار استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید