jollies out
لذت بردن
get your jollies
لذت بریدن
jollies up
شاد کردن
jollies about
لذت بردن از
jollies for
لذت برای
jollies from
لذت از
jollies on
ادامه دادن لذت
jollies in
لذت در
jollies with
لذت با
jollies to
لذت به
they went to the amusement park just for their jollies.
آنها فقط برای تفریح خود به پارک تفریحی رفتند.
she enjoys playing pranks on her friends for her own jollies.
او از بازی کردن شوخی با دوستانش برای تفریح خود لذت می برد.
he often tells jokes to get his jollies.
او اغلب برای تفریح خود جوک می گوید.
they indulge in video games for their jollies.
آنها برای تفریح خود در بازی های ویدیویی غوطه ور می شوند.
she found her jollies in painting and drawing.
او تفریح خود را در نقاشی و طراحی یافت.
going on spontaneous trips gives him his jollies.
سفر رفتن های خود جوش او را با تفریح همراه می کند.
they often throw parties just for their jollies.
آنها اغلب فقط برای تفریح خود مهمانی برگزار می کنند.
he reads comic books for his jollies.
او برای تفریح خود کتاب های کمیک می خواند.
she sings in the shower for her own jollies.
او برای تفریح خود در حمام آواز می خواند.
they go hiking for their jollies every weekend.
آنها آخر هفته ها برای تفریح خود به پیاده روی می روند.
jollies out
لذت بردن
get your jollies
لذت بریدن
jollies up
شاد کردن
jollies about
لذت بردن از
jollies for
لذت برای
jollies from
لذت از
jollies on
ادامه دادن لذت
jollies in
لذت در
jollies with
لذت با
jollies to
لذت به
they went to the amusement park just for their jollies.
آنها فقط برای تفریح خود به پارک تفریحی رفتند.
she enjoys playing pranks on her friends for her own jollies.
او از بازی کردن شوخی با دوستانش برای تفریح خود لذت می برد.
he often tells jokes to get his jollies.
او اغلب برای تفریح خود جوک می گوید.
they indulge in video games for their jollies.
آنها برای تفریح خود در بازی های ویدیویی غوطه ور می شوند.
she found her jollies in painting and drawing.
او تفریح خود را در نقاشی و طراحی یافت.
going on spontaneous trips gives him his jollies.
سفر رفتن های خود جوش او را با تفریح همراه می کند.
they often throw parties just for their jollies.
آنها اغلب فقط برای تفریح خود مهمانی برگزار می کنند.
he reads comic books for his jollies.
او برای تفریح خود کتاب های کمیک می خواند.
she sings in the shower for her own jollies.
او برای تفریح خود در حمام آواز می خواند.
they go hiking for their jollies every weekend.
آنها آخر هفته ها برای تفریح خود به پیاده روی می روند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید