jollies

[ایالات متحده]/ˈdʒɒliz/
[بریتانیا]/ˈdʒɑliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لذت یا سرگرمی
v. تشویق کردن کسی به انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

jollies out

لذت بردن

get your jollies

لذت بریدن

jollies up

شاد کردن

jollies about

لذت بردن از

jollies for

لذت برای

jollies from

لذت از

jollies on

ادامه دادن لذت

jollies in

لذت در

jollies with

لذت با

jollies to

لذت به

جملات نمونه

they went to the amusement park just for their jollies.

آنها فقط برای تفریح خود به پارک تفریحی رفتند.

she enjoys playing pranks on her friends for her own jollies.

او از بازی کردن شوخی با دوستانش برای تفریح خود لذت می برد.

he often tells jokes to get his jollies.

او اغلب برای تفریح خود جوک می گوید.

they indulge in video games for their jollies.

آنها برای تفریح خود در بازی های ویدیویی غوطه ور می شوند.

she found her jollies in painting and drawing.

او تفریح خود را در نقاشی و طراحی یافت.

going on spontaneous trips gives him his jollies.

سفر رفتن های خود جوش او را با تفریح همراه می کند.

they often throw parties just for their jollies.

آنها اغلب فقط برای تفریح خود مهمانی برگزار می کنند.

he reads comic books for his jollies.

او برای تفریح خود کتاب های کمیک می خواند.

she sings in the shower for her own jollies.

او برای تفریح خود در حمام آواز می خواند.

they go hiking for their jollies every weekend.

آنها آخر هفته ها برای تفریح خود به پیاده روی می روند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید