jounced along
به جلو حرکت کرد
jounced back
به عقب حرکت کرد
jounced up
به بالا حرکت کرد
jounced down
به پایین حرکت کرد
jounced around
به اطراف حرکت کرد
jounced forward
به جلو حرکت کرد
jounced heavily
به شدت حرکت کرد
jounced slightly
کمی حرکت کرد
jounced quickly
به سرعت حرکت کرد
jounced roughly
به طور ناهموار حرکت کرد
the truck jounced along the bumpy road.
کامیون در طول جاده ناهموار به شدت میلرزید.
she felt her stomach jounce as the roller coaster dropped.
او احساس کرد که با افتن قطار کوهستانی، معدهاش به شدت میلرزد.
he jounced in his seat as the bus hit a pothole.
وقتی اتوبوس به گودال برخورد کرد، او در صندلیاش به شدت میلرزید.
the horse jounced over the uneven terrain.
اسب در مسیر ناهموار به شدت میپرید و میلرزید.
as the car jounced over the speed bumps, everyone laughed.
همانطور که ماشین از روی سرعتگیرها عبور میکرد و میلرزید، همه میخندیدند.
the children jounced up and down with excitement.
کودکان با هیجان بالا و پایین میپریدند و میلرزیدند.
he jounced the basketball before taking a shot.
او قبل از شوت زدن، توپ بسکتبال را به شدت میجنباند.
the boat jounced on the waves during the storm.
قایق در طول طوفان به شدت روی امواج میلرزید.
the old pickup truck jounced along the dirt road.
پیکاپ قدیمی در طول جاده خاکی به شدت میلرزید.
she jounced her way through the crowd at the concert.
او با فشار و به سختی از میان جمعیت در کنسرت عبور کرد.
jounced along
به جلو حرکت کرد
jounced back
به عقب حرکت کرد
jounced up
به بالا حرکت کرد
jounced down
به پایین حرکت کرد
jounced around
به اطراف حرکت کرد
jounced forward
به جلو حرکت کرد
jounced heavily
به شدت حرکت کرد
jounced slightly
کمی حرکت کرد
jounced quickly
به سرعت حرکت کرد
jounced roughly
به طور ناهموار حرکت کرد
the truck jounced along the bumpy road.
کامیون در طول جاده ناهموار به شدت میلرزید.
she felt her stomach jounce as the roller coaster dropped.
او احساس کرد که با افتن قطار کوهستانی، معدهاش به شدت میلرزد.
he jounced in his seat as the bus hit a pothole.
وقتی اتوبوس به گودال برخورد کرد، او در صندلیاش به شدت میلرزید.
the horse jounced over the uneven terrain.
اسب در مسیر ناهموار به شدت میپرید و میلرزید.
as the car jounced over the speed bumps, everyone laughed.
همانطور که ماشین از روی سرعتگیرها عبور میکرد و میلرزید، همه میخندیدند.
the children jounced up and down with excitement.
کودکان با هیجان بالا و پایین میپریدند و میلرزیدند.
he jounced the basketball before taking a shot.
او قبل از شوت زدن، توپ بسکتبال را به شدت میجنباند.
the boat jounced on the waves during the storm.
قایق در طول طوفان به شدت روی امواج میلرزید.
the old pickup truck jounced along the dirt road.
پیکاپ قدیمی در طول جاده خاکی به شدت میلرزید.
she jounced her way through the crowd at the concert.
او با فشار و به سختی از میان جمعیت در کنسرت عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید