joustings

[ایالات متحده]/ˈdʒaʊstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒaʊstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل رقابت در نبرد اسب‌سواری با نیزه‌ها
n. رقابت یا مسابقه

عبارات و ترکیب‌ها

jousting tournament

مسابقه سوارکاری

jousting match

مسابقه سوارکاری

jousting knight

شوالیه سوارکاری

jousting arena

زمین سوارکاری

jousting event

رویداد سوارکاری

jousting lance

نیزه سوارکاری

jousting rules

قوانین سوارکاری

jousting competition

مسابقه سوارکاری

jousting display

نمایش سوارکاری

jousting skills

مهارت‌های سوارکاری

جملات نمونه

jousting was a popular sport in medieval times.

جَنگ با اسب‌ها در دوران میانه یک ورزش محبوب بود.

the knights prepared for the jousting tournament.

شوالیه ها برای مسابقات جَنگ با اسب‌ها آماده شدند.

he practiced jousting every weekend.

او هر آخر هفته جَنگ با اسب‌ها تمرین می‌کرد.

jousting requires a lot of skill and courage.

جَنگ با اسب‌ها به مهارت و شجاعت زیادی نیاز دارد.

during the festival, there was a jousting display.

در طول جشنواره، یک نمایش جَنگ با اسب‌ها وجود داشت.

they watched the jousting matches from the stands.

آنها مسابقات جَنگ با اسب‌ها را از جایگاه تماشا کردند.

the sound of armor clashing filled the air during jousting.

صدای برخورد زره‌ها در طول جَنگ با اسب‌ها هوا را پر کرد.

jousting often ended with a dramatic fall.

جَنگ با اسب‌ها اغلب با سقوط چشمگیری به پایان می‌رسید.

she admired the knights' bravery in jousting.

او شجاعت شوالیه ها در جَنگ با اسب‌ها را تحسین کرد.

they learned the history of jousting in their class.

آنها تاریخچه جَنگ با اسب‌ها را در کلاس خود یاد گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید