joyride

[ایالات متحده]/'dʒɔɪ,raɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گشت و گذار برای تفریح؛ یک سفر تفریحی با وسیله نقلیه؛ جستجوی لذت.
Word Forms
زمان گذشتهjoyrided
شکل سوم شخص مفردjoyrides
صفت یا فعل حال استمراریjoyriding
جمعjoyrides

جملات نمونه

They went on a joyride in the countryside.

آنها برای تفریح در حومه شهر به گشت‌وگذار پرداختند.

Taking a joyride on a motorcycle can be thrilling.

رانندگی تفریحی با موتورسیکلت می‌تواند هیجان‌انگیز باشد.

The teenagers took the car for a joyride without permission.

نوجوانان بدون اجازه ماشین را برای تفریح بیرون بردند.

She enjoys going on joyrides with her friends.

او از تفریح کردن با دوستانش لذت می‌برد.

The joyride through the city streets was exhilarating.

گشت‌وگذار در خیابان‌های شهر بسیار هیجان‌انگیز بود.

He borrowed his friend's convertible for a joyride along the coast.

او ماشین دوستش را برای تفریح در امتداد ساحل قرض گرفت.

The joyride ended with the car getting a flat tire.

گشت‌وگذار با پنچری ماشین به پایان رسید.

They decided to go on a joyride to celebrate their graduation.

آنها تصمیم گرفتند برای جشن گرفتن فارغ‌التحصیلی به گشت‌وگذار بروند.

The joyride in the amusement park was full of laughter and excitement.

گشت‌وگذار در شهربازی پر از خنده و هیجان بود.

The police caught the teenagers after their joyride in a stolen car.

پلیس نوجوانان را پس از گشت‌وگذار با ماشین مسروقه دستگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید