judo

[ایالات متحده]/'dʒuːdəʊ/
[بریتانیا]/'dʒudo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ژاپنی) جودو
adj. مربوط به جودو، تکنیک جودو

عبارات و ترکیب‌ها

Judo techniques

تکنیک‌های جودو

Judo uniform

لباس جودو

Judo competition

مسابقه جودو

Judo training

آموزش جودو

جملات نمونه

He’s a black belt in judo.

او یک کمربند سیاه در جودو است.

He’s got a brown belt in judo.

او دارای کمربند قهوه‌ای در جودو است.

Combat sports such as karate and judo carry with them the risk of injury.

ورزش‌های رزمی مانند کاراته و جودو خطراتی مانند آسیب‌دیدگی را به همراه دارند.

Baed on the testing form made up by this study the female judo athletes' personalities were investigated.

بر اساس فرم آزمایشی که توسط این مطالعه تهیه شده است، شخصیت ورزشکاران زن جودو مورد بررسی قرار گرفت.

8. uniforms:The judoka wear loose-fitting judo uniforms called judogi, consisting of pants, a jacket and a belt tied at the waist.

8. لباس‌های فرم: ورزشکاران جودو لباس‌های فرم جودو گشاد به نام جودوگی می‌پوشند که شامل شلوار، ژاکت و کمربندی است که به کمر بسته می‌شود.

You cannot see a street fight in its totality, observing it from the viewpoint of a boxer, a kung-fu man, a karateka, a wrestler, a judo man and so forth.

نمی‌توانید یک درگیری خیابانی را به طور کامل ببینید، در حالی که آن را از دیدگاه یک بوکسور، یک مرد کونگ‌فو، یک کاراته‌کا، یک کشتی‌گیر، یک مرد جودو و غیره مشاهده می‌کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید