jugglery

[ایالات متحده]/ˈdʒʌɡləri/
[بریتانیا]/ˈdʒʌɡləri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر اجرای ترفندها یا توهمات؛ رفتار فریبنده یا گمراه کننده؛ اجراهای سرگرم کننده که شامل شعبده بازی است
شکل‌های واژه

جملات نمونه

his jugglery with numbers impressed everyone at the conference.

جادوی او با اعداد همه را در کنفرانس تحت تاثیر قرار داد.

the magician's jugglery captivated the audience.

جادوی شعبده‌باز تماشاگران را مجذوب خود کرد.

she performed jugglery with three balls effortlessly.

او به راحتی شعبده با سه توپ انجام داد.

his jugglery of facts made the presentation more interesting.

استفاده او از شعبده با حقایق، ارائه را جذاب‌تر کرد.

jugglery can be a fun skill to learn for parties.

شعبده می‌تواند یک مهارت سرگرم‌کننده برای یادگیری در مهمانی‌ها باشد.

they were amazed by his jugglery during the street performance.

آنها با شعبده او در طول اجرای خیابانی شگفت زده شدند.

jugglery requires a lot of practice and concentration.

شعبده نیاز به تمرین و تمرکز زیادی دارد.

her jugglery skills have earned her a spot in the circus.

مهارت‌های شعبده او باعث شده‌اند که جایگاهی در سیرک به دست آورد.

he used jugglery to keep the children entertained.

او از شعبده برای سرگرم کردن کودکان استفاده کرد.

jugglery can be a great icebreaker at social events.

شعبده می‌تواند یک شروع‌کننده خوب در رویدادهای اجتماعی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید