junto

[ایالات متحده]/ˈdʒʌntəʊ/
[بریتانیا]/ˈhʌnˌtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه یا جناح سیاسی مخفی؛ جناح سیاسی
Word Forms
جمعjuntoes

عبارات و ترکیب‌ها

junto a

در کنار

junto con

همراه با

junto al

در کنار

junto a ti

در کنار شما

junto a mí

در کنار من

juntos siempre

همیشه با هم

junto a ellos

در کنار آنها

junto a ella

در کنار او

juntos ahora

حالا با هم

junto a nosotros

در کنار ما

جملات نمونه

she came junto with her friends to the party.

او همراه دوستانش به مهمانی آمد.

let's go junto to the store.

بیایید با هم به مغازه برویم.

they filed the report junto with the necessary documents.

آنها گزارش را همراه مدارک لازم ثبت کردند.

he walked junto with his dog every morning.

او هر روز صبح همراه سگش قدم می زد.

we need to plan this event junto with the sponsors.

ما باید این رویداد را همراه با حامیان مالی برنامه ریزی کنیم.

the kids played junto in the park.

بچه ها با هم در پارک بازی کردند.

she studied junto with her classmates for the exam.

او همراه با همکلاسی هایش برای امتحان مطالعه کرد.

they traveled junto to several countries last summer.

آنها تابستان گذشته به چند کشور با هم سفر کردند.

he enjoys cooking junto with his family.

او از آشپزی با خانواده‌اش لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید