k.o

[ایالات متحده]//ˌkeɪˈəʊ//
[بریتانیا]//ˌkeɪˈoʊ//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکست‌دهنده؛ پیروزی در بوکس که در آن رقیب بازی نمی‌تواند ادامه دهد
v. کسی را با شکست‌دهنده شکست دادن؛ رقیب را شکست دادن
adj. مربوط به یا شامل شکست‌دهنده؛ توصیف اثری قوی و شگفت‌انگیز
شکل‌های واژه
جمعk.o.s

جملات نمونه

the heavy punch managed to k.o. his opponent in the first round.

پunch سنگین موفق به شکست دادن حریف در راند اول شد.

the new boxer bragged that he would k.o. the champion easily.

بُکسر جدید با افتخار گفت که به راحتی قهرمان را شکست خواهد داد.

he suffered a k.o. in the second minute of the match.

او در دومین دقیقه مسابقه شکست خورده بود.

the unexpected question in the interview completely k.o.'d me.

پرسش غیرمنتظره در مصاحبه من را کاملاً شکست داد.

a powerful right hook resulted in a sudden k.o.

یک ضربه قوی از سمت راست منجر به شکست ناگهانی شد.

she k.o.'d the competition with her innovative design.

او با طراحی نوآورانه خود مسابقه را شکست داد.

the sleeping pill k.o.'d him within ten minutes.

پیاله خواب‌آور او را در کمتر از ده دقیقه شکست داد.

trainers checked the fighter immediately after the k.o.

مربیان پس از شکست فایتر آن را بررسی کردند.

a combination of blows to the head led to the k.o.

تعدادی از ضربات به سر منجر به شکست شد.

the flu completely k.o.'d him for the entire week.

انفلuenza او را به طور کامل در تمام هفته شکست داد.

experts predict a k.o. victory for the heavyweight contender.

متخصصان پیش‌بینی می‌کنند که مبارز سنگین‌وزن برنده شکست خواهد شد.

the strong cocktail k.o.'d the lightweight drinker instantly.

کوکتل قوی به طور فوری فرد سبک‌وزن را شکست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید