kansa

[ایالات متحده]/kɑːnsə/
[بریتانیا]/kænsə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ژاپنی) نظارت؛ بازرسی؛ کانسا (یک قوم اصلی امریکایی که یک زمان در کنساس زندگی می‌کردند)
Word Forms
جمعkansas

جملات نمونه

the finnish people chose their leaders through democratic elections.

مردم فنلاند با انتخابات دموکراتیک رهبران خود را انتخاب کردند.

the people are demanding change in the government.

مردم تغییر در دولت را خواستارند.

the people rose up against the oppression.

مردم علیه ستم بلند شدند.

finnish people support the new policies.

مردم فنلاند به سیاست های جدید حمایت می کنند.

the people are worried about the economy.

مردم نگران اقتصاد هستند.

the people voted in the referendum.

مردم در رای گیری شرکت کردند.

the people oppose the new law.

مردم قانون جدید را مخالفت می کنند.

finnish people hope for a better future.

مردم فنلاند امیدوارند که آینده بهتری داشته باشند.

the people are concerned about climate change.

مردم نگران تغییرات اقلیمی هستند.

the people demand justice.

مردم عدالت را خواستارند.

finnish people are proud of their country.

مردم فنلاند از کشور خود می گویند.

the people fear the consequences of war.

مردم از پیامدهای جنگ می ترسند.

the people celebrate their national holiday.

مردم روز ملی خود را جشن می گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید