keycode

[ایالات متحده]/ˈkiːkəʊd/
[بریتانیا]/ˈkiˌkoʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کدی که برای نمایش یک کلید خاص روی صفحه کلید یا دستگاه ورودی دیگر استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

enter keycode

وارد کردن کد کلید

keycode required

کد کلید مورد نیاز است

invalid keycode

کد کلید نامعتبر

keycode verification

تایید کد کلید

keycode entry

وارد کردن کد کلید

keycode reset

بازنشانی کد کلید

keycode settings

تنظیمات کد کلید

generate keycode

تولید کد کلید

keycode access

دسترسی به کد کلید

keycode confirmation

تاییدیه کد کلید

جملات نمونه

the keycode is required to access the secure area.

برای دسترسی به منطقه امن، وارد کردن کد کلیدی ضروری است.

please enter the keycode to unlock the device.

لطفاً کد کلیدی را برای باز کردن دستگاه وارد کنید.

the keycode must be changed regularly for security reasons.

به دلیل مسائل امنیتی، کد کلیدی باید به طور منظم تغییر کند.

can you provide the keycode for the conference room?

آیا می توانید کد کلیدی اتاق کنفرانس را ارائه دهید؟

he forgot the keycode and couldn't enter the building.

او کد کلیدی را فراموش کرد و نتوانست وارد ساختمان شود.

the system will prompt you for the keycode upon login.

پس از ورود به سیستم، سیستم از شما درخواست کد کلیدی خواهد کرد.

the keycode should be kept confidential to prevent unauthorized access.

کد کلیدی باید محرمانه نگه داشته شود تا از دسترسی غیرمجاز جلوگیری شود.

after entering the keycode, the door will automatically unlock.

پس از وارد کردن کد کلیدی، درب به طور خودکار باز می شود.

make sure to write down the keycode somewhere safe.

مطمئن شوید که کد کلیدی را در جایی امن یادداشت کنید.

the technician reset the keycode to improve security.

تکنسین کد کلیدی را برای بهبود امنیت بازنشانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید