keyholes

[ایالات متحده]/ˈkiːhəʊlz/
[بریتانیا]/ˈkiˌhoʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کلیدسوراخ

عبارات و ترکیب‌ها

keyholes view

دیدگاه کلیدسار

through keyholes

از طریق کلیدسار

keyholes security

امنیت کلیدسار

keyholes access

دسترسی کلیدسار

keyholes observation

مشاهده کلیدسار

keyholes lock

قفل کلیدسار

keyholes design

طراحی کلیدسار

keyholes insight

بینش کلیدسار

keyholes perspective

دیدگاه کلیدسار

keyholes technique

تکنیک کلیدسار

جملات نمونه

she peered through the keyholes to see what was happening inside.

او از میان قفل‌ها نگاه کرد تا ببیند داخل چه می‌گذرد.

keyholes can be a source of curiosity for children.

قفل‌ها می‌توانند منبع کنجکاوی برای کودکان باشند.

he found a way to unlock the mysteries behind the keyholes.

او راهی برای کشف رمز و راز پشت قفل‌ها پیدا کرد.

many old doors have beautifully crafted keyholes.

بسیاری از درب‌های قدیمی دارای قفل‌های زیبا و خوش‌ساخت هستند.

the detective examined the keyholes for any signs of forced entry.

مامور پلیس قفل‌ها را برای هرگونه علائم ورود اجباری بررسی کرد.

she used a flashlight to illuminate the keyholes in the dark.

او از یک چراغ قوه برای روشن کردن قفل‌ها در تاریکی استفاده کرد.

keyholes often hold secrets of the past.

قفل‌ها اغلب رازهای گذشته را در خود جای می‌دهند.

he crafted a unique design for the keyholes in his new project.

او یک طرح منحصر به فرد برای قفل‌های پروژه جدید خود طراحی کرد.

she felt a thrill as she looked through the keyholes.

او با نگاه کردن از میان قفل‌ها هیجان‌زده شد.

keyholes can be a metaphor for hidden opportunities.

قفل‌ها می‌توانند استعاره‌ای از فرصت‌های پنهان باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید