keyless

[ایالات متحده]/ˈkiːləs/
[بریتانیا]/ˈkiːləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون کلید; مکانیزمی که برای پیچاندن به کلید نیاز ندارد

عبارات و ترکیب‌ها

keyless entry

ورودی بدون کلید

keyless ignition

استارت بدون کلید

keyless system

سیستم بدون کلید

keyless remote

ریموت بدون کلید

keyless access

دسترسی بدون کلید

keyless lock

قفل بدون کلید

keyless car

خودروی بدون کلید

keyless entrypad

صفحه کلید ورودی بدون کلید

keyless entry system

سیستم ورود بدون کلید

keyless start

استارت بدون کلید

جملات نمونه

the new car features a keyless entry system.

خودروی جدید دارای سیستم ورود بدون کلید است.

many modern homes now come with keyless locks.

بسیاری از خانه‌های مدرن امروزی اکنون دارای قفل‌های بدون کلید هستند.

keyless technology makes it easier to access your vehicle.

فناوری بدون کلید دسترسی به خودرو را آسان‌تر می‌کند.

she prefers keyless convenience for her daily commute.

او راحتی بدون کلید را برای رفت و آمد روزانه ترجیح می‌دهد.

with a keyless system, you don't have to worry about losing your keys.

با سیستم بدون کلید، نیازی نیست نگران گم شدن کلیدهای خود باشید.

keyless entry is becoming a standard feature in new cars.

ورود بدون کلید به یک ویژگی استاندارد در خودروهای جدید تبدیل شده است.

he installed a keyless lock for added security.

او یک قفل بدون کلید برای افزایش امنیت نصب کرد.

the keyless ignition allows for a smooth start.

استارت بدون کلید امکان شروع روان را فراهم می‌کند.

keyless access is a great option for busy professionals.

دسترسی بدون کلید یک گزینه عالی برای متخصصان پرمشغله است.

she loves the keyless feature on her smartphone.

او عاشق ویژگی بدون کلید در تلفن هوشمند خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید