keynoted

[ایالات متحده]/ˈkiːnəʊtɪd/
[بریتانیا]/ˈkiːnoʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی keynote
n. موضوع اصلی یا ایده مرکزی؛ نت اصلی در موسیقی؛ شخصی که لحن را تعیین می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

keynoted speech

سخنرانی کلیدی

keynoted address

سخنرانی کلیدی

keynoted session

جلسه کلیدی

keynoted event

رویداد کلیدی

keynoted presentation

ارائه کلیدی

keynoted panel

پنل کلیدی

keynoted talk

سخنرانی کلیدی

keynoted discussion

بحث کلیدی

keynoted workshop

کارگاه کلیدی

keynoted conference

کنفرانس کلیدی

جملات نمونه

the conference was keynoted by a renowned expert in the field.

کنفرانس توسط یک متخصص برجسته در این زمینه کلیدگذاری شد.

she keynoted the annual meeting, inspiring many attendees.

او در جلسه سالانه کلیدگذاری کرد و الهام بخش بسیاری از شرکت کنندگان شد.

the event was keynoted by a famous author.

این رویداد توسط یک نویسنده مشهور کلیدگذاری شد.

he keynoted the summit on climate change.

او در اجلاس تغییرات آب و هوایی کلیدگذاری کرد.

last year, she keynoted a major technology conference.

سال گذشته، او در یک کنفرانس بزرگ فناوری کلیدگذاری کرد.

the seminar was keynoted by a leading scientist.

سمینار توسط یک دانشمند برجسته کلیدگذاری شد.

he was invited to keynoted the international forum.

او برای کلیدگذاری در انجمن بین المللی دعوت شد.

the workshop was keynoted by a successful entrepreneur.

کارگاه توسط یک کارآفرین موفق کلیدگذاری شد.

she keynoted the festival, discussing the importance of art.

او در جشنواره کلیدگذاری کرد و در مورد اهمیت هنر صحبت کرد.

the lecture series was keynoted by a nobel laureate.

سری سخنرانی ها توسط یک برنده جایزه نوبل کلیدگذاری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید