pranked

[ایالات متحده]/præŋkt/
[بریتانیا]/præŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شوخی عملی; حقه
vt. تزئین کردن; لباس پوشیدن
vi. خود را به نمایش گذاشتن; احمقانه عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pranked hard

اجبه‌زدا شده

got pranked

من اجبه‌زدا شدم

pranked again

باز هم اجبه‌زدا شده

totally pranked

کاملاً اجبه‌زدا شده

pranked you

تو رو اجبه‌زدا کردم

pranked me

من رو اجبه‌زدا کردن

pranked friends

دوستان رو اجبه‌زدا کردم

pranked them

اون‌ها رو اجبه‌زدا کردم

pranked online

آنلاین اجبه‌زدا کردم

pranked everyone

همه رو اجبه‌زدا کردم

جملات نمونه

he pranked his friends at the party.

او دوستانش را در مهمانی دست انداخت.

she was pranked by her coworkers during april fools' day.

او در روز اول آوریل توسط همکارانش دست انداخته شد.

they pranked their teacher with a fake test.

آنها با یک امتحان جعلی معلم خود را دست انداختند.

we always prank each other on our birthdays.

ما همیشه در روزهای تولد یکدیگر را دست می اندازیم.

the kids pranked their parents by hiding.

بچه‌ها با پنهان شدن والدین خود را دست انداختند.

he didn't mean to prank her; it was just a joke.

او قصد دست انداختن او را نداشت؛ فقط یک شوخی بود.

they planned to prank the entire class.

آنها برنامه ریزی کردند تا کل کلاس را دست بیندازند.

she felt embarrassed after being pranked.

او بعد از دست انداخته شدن احساس شرمندگی کرد.

he often pranks his siblings at home.

او اغلب خواهر و برادرانش را در خانه دست می اندازد.

they were pranked by a hidden camera.

آنها توسط یک دوربین مخفی دست انداخته شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید