pranked hard
اجبهزدا شده
got pranked
من اجبهزدا شدم
pranked again
باز هم اجبهزدا شده
totally pranked
کاملاً اجبهزدا شده
pranked you
تو رو اجبهزدا کردم
pranked me
من رو اجبهزدا کردن
pranked friends
دوستان رو اجبهزدا کردم
pranked them
اونها رو اجبهزدا کردم
pranked online
آنلاین اجبهزدا کردم
pranked everyone
همه رو اجبهزدا کردم
he pranked his friends at the party.
او دوستانش را در مهمانی دست انداخت.
she was pranked by her coworkers during april fools' day.
او در روز اول آوریل توسط همکارانش دست انداخته شد.
they pranked their teacher with a fake test.
آنها با یک امتحان جعلی معلم خود را دست انداختند.
we always prank each other on our birthdays.
ما همیشه در روزهای تولد یکدیگر را دست می اندازیم.
the kids pranked their parents by hiding.
بچهها با پنهان شدن والدین خود را دست انداختند.
he didn't mean to prank her; it was just a joke.
او قصد دست انداختن او را نداشت؛ فقط یک شوخی بود.
they planned to prank the entire class.
آنها برنامه ریزی کردند تا کل کلاس را دست بیندازند.
she felt embarrassed after being pranked.
او بعد از دست انداخته شدن احساس شرمندگی کرد.
he often pranks his siblings at home.
او اغلب خواهر و برادرانش را در خانه دست می اندازد.
they were pranked by a hidden camera.
آنها توسط یک دوربین مخفی دست انداخته شدند.
pranked hard
اجبهزدا شده
got pranked
من اجبهزدا شدم
pranked again
باز هم اجبهزدا شده
totally pranked
کاملاً اجبهزدا شده
pranked you
تو رو اجبهزدا کردم
pranked me
من رو اجبهزدا کردن
pranked friends
دوستان رو اجبهزدا کردم
pranked them
اونها رو اجبهزدا کردم
pranked online
آنلاین اجبهزدا کردم
pranked everyone
همه رو اجبهزدا کردم
he pranked his friends at the party.
او دوستانش را در مهمانی دست انداخت.
she was pranked by her coworkers during april fools' day.
او در روز اول آوریل توسط همکارانش دست انداخته شد.
they pranked their teacher with a fake test.
آنها با یک امتحان جعلی معلم خود را دست انداختند.
we always prank each other on our birthdays.
ما همیشه در روزهای تولد یکدیگر را دست می اندازیم.
the kids pranked their parents by hiding.
بچهها با پنهان شدن والدین خود را دست انداختند.
he didn't mean to prank her; it was just a joke.
او قصد دست انداختن او را نداشت؛ فقط یک شوخی بود.
they planned to prank the entire class.
آنها برنامه ریزی کردند تا کل کلاس را دست بیندازند.
she felt embarrassed after being pranked.
او بعد از دست انداخته شدن احساس شرمندگی کرد.
he often pranks his siblings at home.
او اغلب خواهر و برادرانش را در خانه دست می اندازد.
they were pranked by a hidden camera.
آنها توسط یک دوربین مخفی دست انداخته شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید