kinge

[ایالات متحده]/kɪŋ/
[بریتانیا]/kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی انگلیسی؛ یک نام شخصی که از King گرفته شده است.
شکل‌های واژه
جمعkinges

جملات نمونه

the kinge palace stood on the hill.

پالاس کینگ روی کوه قرار داشت.

she walked with a kinge presence.

او با حضوری کینگ پیاده روی کرد.

the kinge throne was carved from gold.

تاج کینگ از طلا تراشیده شده بود.

he gave a kinge speech to his people.

او به مردمش یک سخنرانی کینگ داد.

the ceremony had a kinge atmosphere.

این مراسم دارای جوی کینگی بود.

they lived in a kinge mansion.

آنها در یک خانه‌ی کینگ زندگی می‌کردند.

the kinge crown sparkled in the light.

تاج کینگ در نور لامپ می‌درخشد.

she received kinge treatment at the hotel.

او در هتل دریافتی کینگ از خدمت‌رسانی داشت.

the dinner was served in kinge fashion.

عصران با روش کینگی سرو می‌شد.

he made a kinge gesture to his guests.

او به مهمانانش یک حرکت کینگی نمود.

the wedding had a kinge celebration.

این ازدواج دارای جشنی کینگی بود.

the old kinge castle still stands today.

قلعه‌ی قدیمی کینگ امروز هم هنوز ایستاده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید