kinking

[ایالات متحده]/ˈkɪŋkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɪŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایجاد یک پیچ یا گره؛ یک انحنا یا نقص در نخ

عبارات و ترکیب‌ها

kinking hose

شل شدن شلنگ

kinking cable

شل شدن کابل

kinking wire

شل شدن سیم

kinking pipe

شل شدن لوله

kinking cord

شل شدن سیم برق

kinking tubing

شل شدن لوله انعطاف پذیر

kinking line

شل شدن خط

kinking string

شل شدن نخ

kinking ribbon

شل شدن روبان

kinking thread

شل شدن کاموا

جملات نمونه

the hose is kinking, making it difficult to water the garden.

شیر آب پیچ خورده است و آبیاری باغ را دشوار می‌کند.

she noticed a kinking in the wire that caused the signal to drop.

او متوجه خمیدگی در سیم شد که باعث افت سیگنال شد.

to avoid kinking, always store the cables properly.

برای جلوگیری از پیچ خوردن، همیشه کابل‌ها را به درستی نگهداری کنید.

the kinking of the rope made it hard to pull the load.

پیچ خوردن طناب کشیدن بار را دشوار کرد.

they checked for kinking in the tubing before the experiment.

آنها قبل از آزمایش، لوله‌ها را از نظر پیچ خوردگی بررسی کردند.

regular maintenance can prevent kinking in the equipment.

تعویض منظم می‌تواند از پیچ خوردن تجهیزات جلوگیری کند.

the technician fixed the kinking in the air hose.

تکنسین پیچ خوردگی در شلنگ هوا را تعمیر کرد.

be careful of kinking the extension cord while moving furniture.

هنگام جابجایی مبلمان مراقب پیچ خوردن سیم برق باشید.

kinking can lead to serious damage if not addressed promptly.

اگر به سرعت رسیدگی نشود، پیچ خوردن می‌تواند منجر به آسیب جدی شود.

she learned how to avoid kinking the fishing line.

او یاد گرفت که چگونه از پیچ خوردن نخ ماهیگیری جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید