kists

[ایالات متحده]/kɪst/
[بریتانیا]/kɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ سینه‌پوش پیش از تاریخ؛ آرامگاه سنگی به شکل جعبه

عبارات و ترکیب‌ها

kist of dreams

لیست رویاها

kist of treasures

لیست گنج‌ها

kist of memories

لیست خاطرات

kist of secrets

لیست اسرار

kist of knowledge

لیست دانش

kist of wishes

لیست آرزوها

kist of ideas

لیست ایده‌ها

kist of hope

لیست امید

kist of joy

لیست شادی

kist of love

لیست عشق

جملات نمونه

she placed the kist in the corner of the room.

او آن کِست را در گوشه‌ی اتاق قرار داد.

the kist was filled with old photographs.

کِست با عکس‌های قدیمی پر شده بود.

he opened the kist to find his childhood toys.

او کِست را باز کرد تا اسباب‌بازی‌های دوران کودکی خود را پیدا کند.

they decided to use the kist for storage.

آنها تصمیم گرفتند از کِست برای نگهداری استفاده کنند.

the antique kist was a family heirloom.

کِست قدیمی یک ارثیه خانوادگی بود.

she decorated the kist with beautiful patterns.

او کِست را با طرح‌های زیبا تزئین کرد.

he found a treasure map inside the kist.

او یک نقشه گنج داخل کِست پیدا کرد.

the kist had a rusty lock that needed repair.

کِست یک قفل زنگ‌زدگی داشت که نیاز به تعمیر داشت.

they used the kist as a coffee table.

آنها از کِست به عنوان یک میز قهوه استفاده کردند.

she always kept her secrets in the kist.

او همیشه رازهای خود را در کِست نگه می‌داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید