kist of dreams
لیست رویاها
kist of treasures
لیست گنجها
kist of memories
لیست خاطرات
kist of secrets
لیست اسرار
kist of knowledge
لیست دانش
kist of wishes
لیست آرزوها
kist of ideas
لیست ایدهها
kist of hope
لیست امید
kist of joy
لیست شادی
kist of love
لیست عشق
she placed the kist in the corner of the room.
او آن کِست را در گوشهی اتاق قرار داد.
the kist was filled with old photographs.
کِست با عکسهای قدیمی پر شده بود.
he opened the kist to find his childhood toys.
او کِست را باز کرد تا اسباببازیهای دوران کودکی خود را پیدا کند.
they decided to use the kist for storage.
آنها تصمیم گرفتند از کِست برای نگهداری استفاده کنند.
the antique kist was a family heirloom.
کِست قدیمی یک ارثیه خانوادگی بود.
she decorated the kist with beautiful patterns.
او کِست را با طرحهای زیبا تزئین کرد.
he found a treasure map inside the kist.
او یک نقشه گنج داخل کِست پیدا کرد.
the kist had a rusty lock that needed repair.
کِست یک قفل زنگزدگی داشت که نیاز به تعمیر داشت.
they used the kist as a coffee table.
آنها از کِست به عنوان یک میز قهوه استفاده کردند.
she always kept her secrets in the kist.
او همیشه رازهای خود را در کِست نگه میداشت.
kist of dreams
لیست رویاها
kist of treasures
لیست گنجها
kist of memories
لیست خاطرات
kist of secrets
لیست اسرار
kist of knowledge
لیست دانش
kist of wishes
لیست آرزوها
kist of ideas
لیست ایدهها
kist of hope
لیست امید
kist of joy
لیست شادی
kist of love
لیست عشق
she placed the kist in the corner of the room.
او آن کِست را در گوشهی اتاق قرار داد.
the kist was filled with old photographs.
کِست با عکسهای قدیمی پر شده بود.
he opened the kist to find his childhood toys.
او کِست را باز کرد تا اسباببازیهای دوران کودکی خود را پیدا کند.
they decided to use the kist for storage.
آنها تصمیم گرفتند از کِست برای نگهداری استفاده کنند.
the antique kist was a family heirloom.
کِست قدیمی یک ارثیه خانوادگی بود.
she decorated the kist with beautiful patterns.
او کِست را با طرحهای زیبا تزئین کرد.
he found a treasure map inside the kist.
او یک نقشه گنج داخل کِست پیدا کرد.
the kist had a rusty lock that needed repair.
کِست یک قفل زنگزدگی داشت که نیاز به تعمیر داشت.
they used the kist as a coffee table.
آنها از کِست به عنوان یک میز قهوه استفاده کردند.
she always kept her secrets in the kist.
او همیشه رازهای خود را در کِست نگه میداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید