kitchen_staff

[ایالات متحده]/[ˈkɪtʃɪn stɑːf]/
[بریتانیا]/[ˈkɪtʃən stæf]/

ترجمه

n. کارکنانی که در کیف یک رستوران یا هتل کار می کنند.

جملات نمونه

the kitchen_staff prepared a delicious meal for the guests.

پرسنل پоварی یک غذای لذیذ برای مهمانان آماده کرد.

our kitchen_staff works very hard during rush hour.

پرسنل پоварی ما در ساعت شلوغ بسیار سخت کار می کند.

the kitchen_staff needs to follow strict hygiene rules.

پرسنل پоварی باید قوانین بهداشتی سخت را رعایت کند.

we thanked the kitchen_staff for their excellent service.

ما به پرسنل پоварی برای خدمات بسیار خوبشان سپاس گزار شدیم.

the kitchen_staff arrived early to start preparations.

پرسنل پоварی زودتر حضور یافتند تا آماده سازی را شروع کنند.

our kitchen_staff is trained in food safety procedures.

پرسنل پоварی ما در روش های ایمنی غذای آموزش دیده اند.

the kitchen_staff cleaned the kitchen thoroughly after service.

پرسنل پоварی پس از خدمات، آشپزخانه را به طور کامل تمیز کردند.

we complimented the kitchen_staff on the wonderful presentation.

ما به پرسنل پоварی در مورد نمایش بسیار زیبایشان تحسین کردیم.

the kitchen_staff handled the large order efficiently.

پرسنل پоварی سفارش بزرگ را به طور کارآمد مدیریت کردند.

the kitchen_staff wore clean uniforms during their shift.

پرسنل پоварی در طول شیفت خود لباس های تمیزی پوشیدند.

the kitchen_staff coordinated perfectly during the dinner service.

پرسنل پоварی در طول خدمات شام به طور کامل هماهنگی داشتند.

we appreciate the kitchen_staff's dedication and teamwork.

ما از تعهد و همکاری پرسنل پоварی قدردانی می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید