knapped

[ایالات متحده]/næpt/
[بریتانیا]/næpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل knap

عبارات و ترکیب‌ها

knapped stone

سنگ تراشیده

knapped flint

ریت تراشیده

knapped tools

ابزارهای تراشیده

knapped edge

لبه تراشیده

knapped blade

تیغه تراشیده

knapped artifact

اشیای تراشیده

knapped rock

سنگ تراشیده

knapped piece

قطعه تراشیده

knapped material

مواد تراشیده

knapped surface

سطح تراشیده

جملات نمونه

the ancient tool was knapped from flint.

ابزار باستانی از فِلینت تراشیده شده بود.

he knapped a sharp edge on the stone.

او یک لبه تیز روی سنگ ایجاد کرد.

archaeologists found knapped artifacts at the site.

باستان‌شناسان مصنوعات تراشیده شده را در محل کشف کردند.

she learned how to knap glass for her art project.

او یاد گرفت که چگونه برای پروژه هنری خود شیشه را تراش دهد.

knapped stones were used by early humans for tools.

سنگ‌های تراشیده شده توسط انسان‌های اولیه برای ساخت ابزار استفاده می‌شدند.

the museum displayed a collection of knapped items.

موزه مجموعه‌ای از اقلام تراشیده شده را به نمایش گذاشت.

he demonstrated how to knap a stone effectively.

او نحوه تراشیدن موثر سنگ را نشان داد.

knapped flint was essential for survival in ancient times.

فِلینت تراشیده شده برای بقا در دوران باستان ضروری بود.

the skill of knapping has been passed down through generations.

مهارت تراشیدن نسل به نسل منتقل شده است.

he found a knapped piece while hiking in the woods.

او در حین پیاده‌روی در جنگل یک قطعه تراشیده شده پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید