knapping

[ایالات متحده]/ˈnæpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnæpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ضربه زدن یا شکستن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

stone knapping

کندن سنگ

flint knapping

کندن سنگ چخماق

knapping tools

ابزارهای کندن

knapping technique

تکنیک کندن

knapping process

فرآیند کندن

knapping skills

مهارت‌های کندن

knapping methods

روش‌های کندن

knapping workshop

کارگاه کندن

obsidian knapping

کندن سنگ شیشه ای

knapping expert

متخصص کندن

جملات نمونه

knapping is a traditional method of making stone tools.

تراشیدنی روش سنتی ساختن ابزار سنگی است.

he learned knapping from an expert in ancient technologies.

او تراشیدنی را از یک متخصص در فناوری‌های باستانی آموخت.

knapping requires a lot of practice to master.

تسلط بر تراشیدنی نیاز به تمرین زیادی دارد.

she enjoys knapping as a way to connect with history.

او از تراشیدنی به عنوان راهی برای ارتباط با تاریخ لذت می برد.

many prehistoric people used knapping to create weapons.

بسیاری از مردم پیش از تاریخ از تراشیدنی برای ساختن سلاح استفاده می کردند.

knapping techniques vary across different cultures.

تکنیک‌های تراشیدنی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

he demonstrated knapping at the archaeological festival.

او تراشیدنی را در جشنواره باستان شناسی به نمایش گذاشت.

understanding knapping can enhance our knowledge of ancient societies.

درک تراشیدنی می تواند دانش ما را در مورد جوامع باستانی افزایش دهد.

knapping is often used in experimental archaeology.

تراشیدنی اغلب در باستان شناسی تجربی استفاده می شود.

she collected various materials for her knapping projects.

او مواد مختلفی را برای پروژه های تراشیدنی خود جمع آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید