kneecapping

[ایالات متحده]/ˈniːkæpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnikæpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شلیک به زانو (یا پا) به عنوان نوعی مجازات یا انتقام توسط تروریست‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

kneecapping threat

تهدید خمیدگی زانو

kneecapping attack

حمله خمیدگی زانو

kneecapping tactic

تاکتیک خمیدگی زانو

kneecapping strategy

استراتژی خمیدگی زانو

kneecapping incident

واقعه خمیدگی زانو

kneecapping method

روش خمیدگی زانو

kneecapping revenge

انتقام خمیدگی زانو

kneecapping punishment

مجازات خمیدگی زانو

kneecapping warning

هشدار خمیدگی زانو

kneecapping crime

جرایم خمیدگی زانو

جملات نمونه

the gang was notorious for kneecapping their rivals.

گنگ احتمالاً به دلیل مجازات کردن رقبایشان مشهور بود.

kneecapping is often used as a form of intimidation.

مجازات کردن اغلب به عنوان یک شکل از ارعاب استفاده می شود.

he suffered a severe injury due to a kneecapping incident.

او به دلیل حادثه مجازات کردن دچار آسیب جدی شد.

the police are investigating a series of kneecapping attacks.

پلیس در حال تحقیق در مورد سری حملات مجازات کردن است.

many victims of kneecapping never fully recover.

بسیاری از قربانیان مجازات کردن به طور کامل بهبود نمی یابند.

it is a crime that involves kneecapping to instill fear.

این جرمی است که شامل مجازات کردن برای ایجاد ترس است.

the documentary highlighted the impact of kneecapping on communities.

مستند تأثیر مجازات کردن بر جوامع را برجسته کرد.

witnesses reported hearing screams during the kneecapping.

شهود گزارش دادند که در حین مجازات کردن فریاد شنیده اند.

kneecapping is a brutal tactic used by criminals.

مجازات کردن یک تاکتیک وحشیانه است که توسط مجرمان استفاده می شود.

they were caught on camera during the kneecapping.

آنها در حین مجازات کردن در دوربین ضبط شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید