knelt down
نشست
knelt before
در حضور زانو زد
knelt in prayer
در حال نماز زانو زد
knelt quietly
به آرامی زانو زد
knelt beside
در کنار زانو زد
knelt with reverence
با احترام زانو زد
knelt in sorrow
در غم زانو زد
knelt to propose
برای پیشنهاد خواستگاری زانو زد
knelt in front
جلوی در زانو زد
knelt for forgiveness
برای بخشش زانو زد
he knelt down to tie his shoelaces.
او برای بستن بند کفشش زانو زد.
she knelt in prayer at the altar.
او در حال نماز در محراب زانو زد.
the soldier knelt to show respect.
سرباز برای نشان دادن احترام زانو زد.
they knelt on the ground to watch the ceremony.
آنها برای تماشای مراسم روی زمین زانو زدند.
he knelt beside her to offer help.
او کنارش زانو زد تا کمک کند.
she knelt to pick up the fallen book.
او برای برداشتن کتاب افتاده زانو زد.
the child knelt to pet the dog.
کودک برای نوازش سگ زانو زد.
he knelt before the king to pledge his loyalty.
او برای اعلام وفاداری خود در برابر پادشاه زانو زد.
they knelt in the snow to build a snowman.
آنها برای ساختن آدم برفی در برف زانو زدند.
she knelt to examine the flowers closely.
او برای بررسی دقیق گل ها زانو زد.
knelt down
نشست
knelt before
در حضور زانو زد
knelt in prayer
در حال نماز زانو زد
knelt quietly
به آرامی زانو زد
knelt beside
در کنار زانو زد
knelt with reverence
با احترام زانو زد
knelt in sorrow
در غم زانو زد
knelt to propose
برای پیشنهاد خواستگاری زانو زد
knelt in front
جلوی در زانو زد
knelt for forgiveness
برای بخشش زانو زد
he knelt down to tie his shoelaces.
او برای بستن بند کفشش زانو زد.
she knelt in prayer at the altar.
او در حال نماز در محراب زانو زد.
the soldier knelt to show respect.
سرباز برای نشان دادن احترام زانو زد.
they knelt on the ground to watch the ceremony.
آنها برای تماشای مراسم روی زمین زانو زدند.
he knelt beside her to offer help.
او کنارش زانو زد تا کمک کند.
she knelt to pick up the fallen book.
او برای برداشتن کتاب افتاده زانو زد.
the child knelt to pet the dog.
کودک برای نوازش سگ زانو زد.
he knelt before the king to pledge his loyalty.
او برای اعلام وفاداری خود در برابر پادشاه زانو زد.
they knelt in the snow to build a snowman.
آنها برای ساختن آدم برفی در برف زانو زدند.
she knelt to examine the flowers closely.
او برای بررسی دقیق گل ها زانو زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید